ابراهيم عاملي ( موثق )
76
تفسير عاملي ( فارسي )
جملهء بعد گفته شده است « يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ » يعنى همين علم و اختلاف هست و فقطَّ در قيامت تمام مىشود كه حقايق نمودار مىشود و قضاوت خداوند آنها را روشن مىكند ، 2 - آيت 92 « فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ » بطورى كه امام فخر احتمال داده است و استشهاد كرده است بنظاير اين جمله مثل « فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَضائِقٌ بِه صَدْرُكَ » ممكن است در بعضى مواقع تا آنگاه كه مطلبى بطور صريح در قلب پيغمبر جايگير نشده و در اظهار آن مردّد بوده است براى آسايش خاطر و استحكام و تشديد عزمش به اين جمله تسكين خاطر مباركش ميشده است تا موجب تحريك بر اقدام بمفاد آنها بشود ، و جمله ى « فَسْئَلِ الَّذِينَ » تا آخر شايد براى تأكيد همين مطلب باشد كه اين اضطراب و انتظار تو بايد مرتفع شود ، و البتّه اگر از آنها كه به اين گونه مطالب آشنا هستند بپرسى مطمئن خواهى شد كه اين ترديد و ترس خود به خود بآرامش و تصميم تبديل مىشود همانطور كه گذشتگان چنين بودند ولى اين بيان ما با سخن امام فخر تفاوت دارد چون او نوشته است : پيغمبر بموجب فطرت بشرى ممكن است بتشويش خاطر و اضطراب فكر گرفتار شود ، و به اين جهت او را راهنمائى كرده است بوسيله و راه رفع تشويش و اضطرابش ، ولى نتيجه ى نظر ما اين است كه اين الهامات براى تثبيت مأموريّت و تشديد الهامات است نه رفع ترديد و شكّ آن حضرت . در آيت 95 جمله ى « حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ » بقرينه ى آيات بعد شايد مقصود تثبيت و برقرارى انحراف در دل آنها باشد ، و البتّه اين مطلب قابل انكار نيست كه هر كسى ظرفيّت و طرز فكر و توانائى مخصوص دارد ، و اين جمله و هم جمله هاى آيات بعد « * ( وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ ) * - * ( ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ ) * » و نظائر اينها كه در قرآن زياد است اشاره به همين خاصيّتهاى فطرى انسانى است ، و يادآورى پيغمبر ( ص ) كه وظيفه ى تو تبليغ است ولى مردم همه يك سان نيستند و چنان كه همه از نعمتهاى زندگى بيك اندازه استفاده نميكنند و بعضى محروم از آنها هستند ممكن است از نعمت وجود تو هم عدّه اى محروم باشند .