ابراهيم عاملي ( موثق )
59
تفسير عاملي ( فارسي )
دادگان [ كه پيغمبر داشتند و راه از چاه شناختند ] 73 و پس از نوح پيامبرانى بسوى مردم خودشان فرستاديم كه نشانه هاى نمودار براىشان آورند ولى به همان چه زان پيش نگرويده بودند و به همان گونه كه بيدين بودند از پيغمبران نيز نپذيرفتند و چنين است كه مردم سخت دل را مهرى بر دل نهيم [ كه هرگز راه صلاح نمييابند ] . سخن مفسّرين : « قالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً » 67 تبيان : دو دسته مردم معتقد شدند كه خدا هم فرزند دارد يكى كافران عرب كه ميگفتند خدا دخترانى دارد و نام آنها ملك است ، دسته ى ديگر مسيحيها بودند كه عيسى را پسر خدا ميدانستند . عبده : يهود هم ميگفتند : عزير پسر خدا است ، و بعقيده ى بعضى مورّخين عزير همان « اوزيروس » است كه يكى از خدايان قدماى مصريها است . « فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكاءَكُمْ » 70 مجمع : « اعرج » و زهرى « فَأَجْمِعُوا » با همزه ى وصل و فتح ميم خواندهاند و ديگران با همزه ى قطع و كسر ميم ، و يعقوب « شركائكم » با رفع خوانده است و هم حسن بصرى و عموم قاريها با نصب خواندهاند و معنى چنين است : آهنگ خود جزم كنيد و با شريكانتان يكدل شويد در كشتن و يا تبعيد من ، و مقصود از شركاء بعضى شريك در دين و همكيش دانستهاند ، و بعضى بت و شريك در پرستش فهميدهاند . « لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً » 70 طبرى : يعنى كار بر شما مشكل و مشتبه نباشد كه ندانيد چه ميكنيد ، و بعضى گفتهاند : يعنى موجب اندوه شما نباشد كه نتوانيد خود را از آن آسوده كنيد . « ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ » 70 تبيان : يعنى آنچه ميخواهيد با من رفتار كنيد ، و بعضى « افضوا » با فاء خواندهاند و در معنى تفاوتى ندارد چون « اقضوا » يعنى روى بياوريد و ابن انبارى گفته است يعنى كار خود انجام دهيد . « مِنْ بَعْدِه رُسُلًا » 73 تبيان : مقصود ابراهيم و لوط و هود و صالح و شعيب است كه پيغمبران بعد از نوح بودهاند .