ابراهيم عاملي ( موثق )

60

تفسير عاملي ( فارسي )

« بِما كَذَّبُوا بِه مِنْ قَبْلُ » 73 مجمع : يعنى همانطور كه در گذشته مردم نوح سخن حقّ را دروغ شمردند اين مردم هم سخن پيغمبران را دروغ شمردند . بلخى گفته است : مقصود اين است كه چنان كه پيش از ديدن نشانه هاى حقّ و آيات خداوندى سخن پيغمبران نمىپذيرفتند ، پس از مشاهده ى آن آيات باز هم مؤمن نميشدند . « كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ » 73 روح البيان : در روز الست خدا همه ى بشر را دعوت بتوحيد كرد ، و هر كس قدم بعالم خاك نهاد بموجب آن دعوت روحش متمايل بحقّ است آن چه از او خواسته‌اند پذيرفته است ، لكن عدّه اى از افراد بشر كه در روز ميثاق الست ، به پشت پرده و حجاب بودند و آواز شنيدند و نفهميدند و به تقليد و توافق با ديگران « بلى » گفتند : و در روح آنها شقاوت و نافرمانى سرشته بود آن روز هم دعوت حقّ از جان و دل نپذيرفتند ، پس در اين عالم هم دعوت پيغمبران را نپذيرفتند ، مثنوى گفته است : سكّه ى شاهان همى گردد دگر سكه ى احمد ببين تا مستقر منبرى كو گر بر آنجا مخبرى ياد آور روزگار منكرى روى دينار و درم از نامشان تا قيامت مىدهد از حقّ نشان بر رخ نقره و يا روى زرى و انما بر سكّه نام منكرى عبده : مقصود از اين جمله اين است كه دل آن مردم غير از آنچه فرا گرفته است و بدان فرو رفته است ، نميتواند حقيقتى و سخنى بپذيرد ، چنان كه جاهل مقلَّد نميتواند دليل علمى بر خلاف عقيده ى تقليدى خود بپذيرد ، و مقصود از معتدين آنها هستند كه از براى هوى پرستى و پيروى از خواسته هاى نفس حدود و حقّ و عدالت را رها كرده‌اند و متجاوز و بيباك شده‌اند ، و همين است اثر تجاوز كه موجب مهر بر دل مىشود و از پذيرش حقّ فرار مىكند و مردم قريش و ديگر عربها از اين آيه و نظاير آن بيش از علماى علم كلام كه جبرى مذهب هستند استفاده كرده‌اند ، چون دانستند اينها براى نشان دادن و توضيح ارتباط اعمال و افعال انسان است