ابراهيم عاملي ( موثق )
507
تفسير عاملي ( فارسي )
از معصوم نداريم كه مقصود همين معانى ظاهرى است ، پس ممكن است بتوانيم اين چند آيه را طورى تأويل كنيم كه نزديكتر به عادت و طبيعت عمومى آدميزادها باشد و بگوئيم : پس از پناهندگى بغار و آسايش از دشمن ، خستگى راه آنها را بخوابى دور و دراز گرفتار كرد كه بقدرت حقّ از يك پهلو بدگر پهلوى خود مى - گشتند و در جائى از گشادگى غار خوابيده بودند كه تابش آفتاب در هيچ موقع روز به آنها نميرسيد و البتّه اين آيتى است بزرگ كه چند نفر مدّتى بخواب بمانند كه بى - اختيار از اين پهلو به آن پهلو بگردند و چون بيدار شوند خود نفهمند چه مدّت در خواب بودهاند و معلوم است كه اگر كسى به آن صورت آنها را ببيند ميترسد و فرار مىكند بخصوص با آن سگ وفادار كه روزگارى يكنواخت بر در غار خسبيده باشد . و بدنبال اين آيات جمله هاى « وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ - تا - مسجدا » ميفهماند كه خبر دارى از چنين احوال آدمى موجب ايمان ببقاى او است و درستى معاد و راستى گفتار پيغمبران و هم وسيله ى عقيده ى خاصّ به اين گونه مردم تا آنجا كه غار و آرامگاهشان را مزار و معبد ميكنند . بعد از بيان وضع آن گروه در غار آيات 22 و 23 و 24 از جمله « سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ - تا - مِنْ هذا رَشَداً » دوباره نقل عقيده ى مردم در عدّه ى آنها شده است كه چند نفر بودهاند و بپيغمبر ( ص ) دستور رسيده است كه نه خود در اين زمينه بحثى كند و نه از كسى چيزى بپرسد و نه اظهار انجام كارى بآينده بكند اگرچه فردا باشد بلكه خود را يك جا بمشيّت حقّ و سرنوشت بسپارد و بانتظار امر پروردگار باشد تا او هدايتش كند به چيزى كه برشد و استقامت نزديكتر و رساتر است . آنگاه آيت بعد به اين جمله آغاز شده است « وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ » تا آخر كه به ظاهر اخبار از مدّت توقّف سيصد و نه ساله ى آنها در غار است ولى بعد « قُلِ اللَّه أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا » گفته شده است كه موجب نقض ظهور آن جمله است اگرچه مفسّرين گفتهاند : براى جواب مخالفين است و دگر معانى چنان كه نوشتيم لكن ممكن است جمله ى « وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ » مربوط بآيت 23 باشد كه بپيغمبر دستور داده شده است ، در اين داستان بحثى نكند و از كسى چيزى نپرسد و دوباره به اين جمله دستورى باشد كه