ابراهيم عاملي ( موثق )
508
تفسير عاملي ( فارسي )
آنچه عقيده ى مردم است و مدّت توقّف را سيصد و نه سال ميدانند تو نگو و بگو خدا از آن بهتر خبر دارد و هم ممكن است مربوط بجمله ى اوّل آيت 22 « سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ » باشد كه چنين معنى شود ، و نيز به زودى مردم خواهند گفت اصحاب كهف در غارشان سيصد و نه سال ماندهاند ، تو بگو خدا بهتر خبردار است ، چنان كه قرائت ابن مسعود و احتمال مفسّرين را نوشتيم كه نظير اين معنى ما گفتهاند . تا اينجا آنچه ممكن است در كلمات و جملات اين آيات سخن گفت نوشتيم و خلاصه اش اين است : از اوّل آيت 13 جمله ى « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ - تا آخر آيت كلمه ى » مِرفَقاً « صريح است در آنچه از اين سرگذشت مشهور ميان مردم ، حقيقت است و راست و درست و از آيت 17 جمله ى » وَتَرَى الشَّمْسَ « تا آخر آيات به اين صراحت نيست و راه احتمال معانى ديگر باز مىشود با اين تفاوت كه در بعضى احتمال معانى غير ظاهر و مشهور قوىتر است و در بعضى پوشيده تر ، بخصوص كه نقل صريح و مطمئنّ از معصوم در تفسير آنها نيست . 5 - در آيت 23 و 24 » وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ « تا آخر اگرچه روى سخن با پيغمبر است شايد براى راهنمائى باشد كه نبايد به آن دستاويز ها كه مردم براى خود فراهم ميكنند مغرور بود كه ناگزير فلان كار خواهم كرد ، و چون مشيّت حقّ و خواست خدا همين توانائيها است كه بافراد عنايت شده است پس با گفتن اين جمله تقويت نيروى اراده است و خويشتن دارى كه با خواست خدا و آنچه او بما داده اين كار انجام خواهد شد . و اگرچه ممكن است خرده گيرى شود كه گفتن اين جمله نشانه ى دو دلى است و ضعف اراده و گر نه از اين گفتار چه رهبرى است و چه كارگشائى ؟ ولى انصاف اين است كه اگر با ايمان و دلبستگى بحقّ اين جمله گفته شود مانند عبادات وسيله ى ارادى و اختيارى است براى وابستگى بقدرت ازلى و آرامش وجدان كه از هيچ پيش آمد و حادثه دغدغه و نگرانى يا غرور و خود پرستى براى آدمى نيست و پيوسته خود را آسوده و خوشدل دارد و از كسى يا چيزى باك ندارد و دلباخته ى آن هم نيست و شايد از جمله ى » وَاذْكُرْ رَبَّكَ « تا آخر اشاره باشد به همين مطالب كه اگر وابستگى و تسليم بحقّ و حقيقت كه شايسته ى آدمى است