ابراهيم عاملي ( موثق )
494
تفسير عاملي ( فارسي )
به كلمه ى فتيه توصيف شدهاند ، بمعنى بخشش و خوددارى از آزار مردم و خوددارى از گله در گرفتارى است ، ديگرى گفته است : يعنى دست برداشتن از ناروا و كوشش در بخشندگى و بزرگوارى . كشف نوشته : با ايشان همان كرامت كرد كه با خليل خويش ابراهيم كه او را جوانمرد خواند « قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَه إِبْراهِيمُ » و يوشع بن نون را گفت : « وَإِذْ قالَ مُوسى لِفَتاه » و يوسف صديق را گفت : « تُراوِدُ فَتاها » و سيرت و طريقت آن است كه مصطفى با علىّ گفت : يا علىّ جوانمرد راستگوى بود ، وفادار و امانت گذار و رحيم دل ، درويشدار و پر عطا و مهمان نواز و نيكوكار و شرمگين ، و گفتهاند : سرور همه ى جوانمردان يوسف صديق بود عليه السّلام كه از برادران بوى رسيد آنچ رسيد از انواع بليات ، آنگه چون بر ايشان دست يافت گفت « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ » و در خبر است كه رسول ( ص ) نشسته بود ، سائلى برخاست و سؤال كرد رسول روى سوى ياران كرد گفت : با وى جوانمردى كنيد . علىّ عليه السّلام برخاست و رفت چون باز آمد يك دينار داشت و پنج درم و يك قرص طعام ، رسول ( ص ) گفت يا علىّ اين چه حال است ؟ گفت : يا رسول اللَّه چون سائل سؤال كرد ، بر دلم بگذشت كه او را قرصى بدهم باز در دلم آمد پنج درم بوى دهم باز بخاطرم بگذشت كه يك دينار بوى دهم اكنون روا نداشتم كه آنچه بخاطرم فراز آمد و بر دلم بگذشت نكنم ، رسول ( ص ) گفت « لا فتى الَّا علىّ » جوانمردى نيست مگر على . « وَزِدْناهُمْ هُدىً » 13 طبرى : يعنى بايمان و بينائىشان افزوديم كه بر دورى زاد و بوم خود شكيبا شدند و از ميان بيدينان گريختند و بزندگانى در غار ساختند . « وَرَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ » 14 ، ابو الفتوح نوشته است : و دلهاى ايشان باز بستيم بثبات توفيق و لطف تا بر ايمان و عمل استقامت كردند و استدامت نمودند « إِذْ قامُوا » 14 فخر : اين جمله چند معنى شده است : اوّل - مجاهد