ابراهيم عاملي ( موثق )
493
تفسير عاملي ( فارسي )
مردم خود آن گروه دو دسته مردمى كافر بودهاند كه اختلاف داشتهاند آيا چه مدّت اين گروه به اين غار به اين جور هستند ؟ ديگرى گفته است : آن دو دسته يكى مؤمن و ديگرى كافر بوده است . بعضى گفتهاند : خود مردم پناهنده بغار دو دسته شدند ، و ديگرى گفته است : خود آنها يك دسته بودهاند و نظرى داشتهاند و قوم و مردم آنها هم در دسته ى مخالف بودهاند و نظرى ديگر داشتهاند . ابو الفتوح : يعنى اين عمل ما و بيدار كردن آنها مثل كار كسانى بود كه نميدانند و كارى ميكنند تا بدانند . مجمع : يعنى تا به آن اندازه كه بمردم تعليم كردهايم علم ما نمودار شود . و گويا پس از آنكه آن گروه بغار رفتند ميان مردم اختلاف شد كه آنها چه مدّت در غار هستند خداوند بيدارشان كرد تا درستى اين گفتگو نمودار شود . كشف : يعنى علم مشاهده و وجود و مقصود از اىّ الحزبين ابن بحر گفته است يكى خدا است و يكى خلق بدليل اين آيه « أأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّه » . حسينى : يعنى تا به بينند آنچه بعلم ازلى دانستهايم ، يا تا بدانند بندگان ما كه در اين قصه كدام دسته حسابش درستتر است و مدّت توقّف در غار را بهتر معيّن كرده است . فخر : بعضى « ليعلم » به صورت غايب مجهول قرائت كردهاند و به اين قرائت معنى اين است : آنها را برانگيختيم تا بعضى مردم از آن خبردار شوند . روح البيان : علم در اين جمله بمعنى آزمايش است بمعنى مجازى چون آزمايش موجب علم است و آزمايش هم بمعنى خود نيست بلكه آزمايش براى نمودارى عجز و بيچارگى است مثل آنجا كه ابراهيم بنمرود گفت : « فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ » يعنى اگر ميتوانى در بامداد خورشيد را از باختر نمودار كن . پس معنى جمله اين است ، آنها را بيدار كرديم تا با اين دو دسته ى مختلف رفتار آزمايشى شده باشد . « إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ » 13 مجمع : چون ريشه ى جوانمردى ايمان است جوانمردان ناميده شدهاند ، مجاهد گفته است : فتوّت كه صفت آن عدّه شمرده شده است ، و