ابراهيم عاملي ( موثق )
478
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ » 101 طبرى : ابن عبّاس و ضحّاك گفتهاند : يعنى نه معجزه بموسى داديم كه گرفتارى فرعونيان بود بطوفان و شپش ، و خون و وزغ و اژدها و يد بيضا و گشايش زبان و سنگ شدن خوراكيها و خشك سالى ، و مانند آن باختلاف روايات ، و صفوان بن عسّال رازى گفته است : مردى يهودى به رفيق خود گفت : بيا برويم نزد پيغمبر و از او معنى اين آيه را بپرسيم ، چون پرسيدند فرمود : منع از شرك به خدا و بزهكارى و دزدى و بنا حقّ كشتن و جادو و ربا خوارى ، و سخن چينى براى كشتن بيگناه و تهمت بزن پاكدامن يا فرار از جنگ و تجاوز در روز شنبه كه شكارهاى در آن روز باشد . « فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ - تا آخر آيه » 101 طبرى : حسن بصرى گفته است : يعنى باخبار بنى اسرائيل كه در قرآن هست دقّت كن . مجمع : اين جمله دستورى است به پيغمبر كه از يهود حقيقت اين سرگذشت را بپرسد تا آنها بهتر پيغمبر و ارزش قرآن را به بينند و محكوم شوند ، و از ابن عبّاس روايت شده است كه او « سأل » به صورت ماضى خوانده است يعنى موسى از فرعون خواست كه بنى اسرائيل را آزاد گذارد كه با او بروند . فرعون بجوابش گفت : به تو جادو دادهاند كه چنين كارها ميكنى يا جادو هستى كه بجادوئى خود چنين ميكنى و يا خدعه شده و گولخورده هستى . كشف : يعنى از يهود قريضه و نظير كه علم و اطَّلاع داشتند بپرس سرگذشت موسى و فرعون چه بوده است ، و بعضى گفتند : اين جمله خطاب بموسى است يعنى بموسى نه 9 آيت داديم و گفتيم از فرعون بخواه كه بنى اسرائيل را در پيروى تو آزاد گذارد و چون موسى نزد آنها رفت فرعون به او گفت . . . تا آخر . « لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ » 102 مجمع : كسائى « علمت » با ضمّ تاء به صيغه ى متكلَّم خوانده است . « وَإِنِّي لأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً » 102 ابو الفتوح : و من گمان مىبرم ترا اى فرعون كه « مثبورى » . عبد اللَّه عباس گفت مثبور ملعون باشد . مجاهد گفت : « هالكا »