ابراهيم عاملي ( موثق )

473

تفسير عاملي ( فارسي )

موسى و فرعون است ] كه به موسى نه معجزه ى نمودار داديم تو از اين يهود بپرس چگونه او نزد آنها رفت و فرعون بموسى گفت : چنين پندارم كه تو را جادو كرده‌اند ، 102 او بجواب گفت : تو خود ميدانى و انكار ميكنى كه آنچه ميگويم و نشان مىدهم موجبات بصيرت بشر است از سوى خداى آسمان و زمين و تو را هم [ بواسطه ى سرسختى و لجاج ] گرفتار و نابود شده مىبينم 103 فرعون [ بانتقام از موسى ] خواست او و مؤمنين را از آن سرزمين آواره كند ما هم خود و يارانش را جملگى غرق كرديم 104 و از آن - پس ببنى اسرائيل گفتيم : [ شما جاى آنها را تصرّف كنيد و ] در آن منزل كنيد كه بقيامت جملگى را فراهم خواهيد كرد [ و هر كس بسزاى كار خود خواهد رسيد ] 105 البّته كه اين گفته هاى قرآن همگى را بحقّ و درستى فرستاديم و بحقيقت بجاى ميرسد [ چون تو به تمام و كمال بمردم ابلاغ ميكنى ] و همين است وظيفه ى تو كه مردم را بترسانى و اميدوار كنى [ از عالمى كه در پيش دارند ] 106 پس اين قرآن را كه بتدريج ميفرستيم براى همين است كه حقايق را با مهلت و دقّت به گوش مردم برسانى و البتّه آن را به تمام و كمال خواهيم فرستاد 107 و بمردم بگو : چه شما بپذيريد يا نپذيريد آنها كه علمى و عقلى داشته‌اند اكنون كه قرآن براىشان خوانده شود سجده ميكنند و فروتنى 108 و ميگويند : منزّه است خداى ما كه وعده اش تخلَّف ناپذير است ، 109 و هم در سجده رفته ميگريند چون خضوعشان فزون مىشود ، 11 و هم بمردم بگو : [ كه بهر اسم خدا را بخوانيد ] چه رحمان بگوئيد يا اللَّه بگوئيد تفاوتى نيست چون او است اصل هر خوبى و نام نيك مختصّ به او است و تو خود به نماز نه آواز بلند كن و نه آهسته بگو بلكه راهى ميانه پيش گير 111 و [ به همه حال شاكر باش و ] بگو ستايش مخصوص خدا است كه نه فرزند دارد و نه در قدرت و ملك شريكى و نه از عجز و بيچارگى دوست و معاون دارد ، پس او را بزرگ شمار كه برتر موجودات است . « 1 » جهت نزول : مجمع : اعراب شنيدند پيغمبر ( ص ) در سجده ميگفت يا رحمان

--> ( 1 ) « كبره تكبيرا » يعنى خداوندا را در نهايت بزرگى ياد كن . يا « اللَّه أَكْبَرُ » بسيار گوى .