ابراهيم عاملي ( موثق )

464

تفسير عاملي ( فارسي )

حسينى : از شبلى پرسيدند : كدام آيه اميد آورتر است ؟ گفت « كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » كه نتيجه ى لئيمى بندگان خطا و جفا است ، و سزاوار كريمى خداوند وفا است و عطا : از من گنه آيد و من آنم وز تو كرم آيد و تو آنى « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » 85 مجمع : مفسّرين اختلاف كرده‌اند كه آنچه از پيغمبر ( ص ) پرسيده‌اند مقصود چه بوده است ؟ 1 - از روحى كه در بدن انسان هست پرسيده‌اند چون نقل است يهود گفتند از محمّد معنى روح را پرسيد اگر جواب داد پيغمبر نيست و گر نه پيغمبر است كه ما در كتب خود چنين خوانده‌ايم و پيغمبر ( ص ) از جواب خوددارى كرد چون بصلاح و توجّه آنها به - دين نزديكتر بود ، 2 - مقصود اين بوده است كه روح تازه است يا قديمى است ؟ در جواب گفته است مخلوق خداوند است ، 3 - مقصود جبرئيل بوده است . 4 - سؤال از ملكى بوده است كه هزاران صورت و زبان داشته ، 5 - مورد سؤال عيسى بوده است ، 6 - مقصود قرآن است كه چگونه است و چرا بر خلاف سخنان ما مىباشد ؟ جواب داده شده است از كارهاى خداوندى و معجزه ى من است و از حدود توانائى شما و كار شما خارج است . فخر : بعضى گفته‌اند : روح اجسامى است هوائى آميخته بحرارت غريزى كه در دل يا در دماغ توليد مىشود ، و بعضى گفته‌اند : روح جسم نورانى لطيف آسمانى است كه در تمام بدن راه يافته است مثل آتش در ذغال و روغن در دانه ى كنجد . تأويلات كاشانى : يعنى روح از عالم خلق نيست و بتوصيف و تشبيه بديگر مخلوقات نميتوان آن را تعريف كرد تا مردمى كه ادراك آنها از حدود محسوسات تجاوز نكرده است آن را دريابند . بلكه از عالم امر است و ابداع يعنى ايجاد بدون ماده و مدّت كه شكل و رنگ و اندازه و جهت ندارد ، پس شما