ابراهيم عاملي ( موثق )

465

تفسير عاملي ( فارسي )

انسانها نميتوانيد آن را درك كنيد « 1 » . سخن و استفاده ى ما : 1 - گفتگوى با شيطان براى سجده بآدم چنان كه از امام فخر نقل كرديم چند جا مكرّر شده است شايد براى بيان اهميّت و بيدار باش مردم است بتوجّه به اين خوى سركشى و خودخواهى و باصطلاح پر توقّعى تا هميشه متوجّه آن باشند و از گرفتارى به آن احتراز كنند و شايد براى همين بوده است كه در سوره ى بقره فقطَّ گفته شده است « أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ » يعنى كافر بود كه تكبّر و نافرمانى كرد ، در اعراف جهت نافرمانى به صورت ديگر گفته شده است « أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ » كه چون من از آتشم و برتر از او هستم سجده‌ام ننگ است براى من ، در حجر گفته شده است « لَمْ أَكُنْ لأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَه مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ » در اينجا آدم را خوار شمرده است كه چون از گل گنديده درست شده مناسب نيست براى او سجده كنم . در اين سوره هم نظير سوره ى حجر گفته شده است كه چگونه من بمخلوق خاكى سجده كنم ؟ اين گونه سخن و استدلال نشان ميدهد كه جهت تكرار همان زشتى خود پرستى است و فرض برتريها و پستيهاى مجعول و مولود خوى زشت شيطانى كه هنوز هم مى - بينيم انسان مدّعى تمدّن اختلاف نژاد و رنگ را موجب افتخار خود ميداند و يا درازى ريش و يا كهنگى لباس يا نداشتن كراوات را موجب حقارت مىداند كه چنين كس لايق احترام و جواب نيست تا چه رسد بديگر امتيازات و برتريها كه مردم براى خود فرض ميكنند و ديگران را حقير ميشمارند . سرگذشتى مكرّر شنيده‌ام كه وقتى رسم بوده است خانمهاى اشراف لنگ حمام را از پارچه اى ابريشمى بافت داخله بنام دارائى درست ميكرده‌اند ، روزى زنى از طبقه ى غير اشراف چنين لنگى در حمام داشته است ، اين عمل او موجب غضب آنها شده است و امر كرده‌اند كلفتهاشان لنگها را تابيده و آن زن را سخت زدند و تأديب كردند كه لنگ دارائى و مختصّ اشراف به كار

--> ( 1 ) صاحب الميزان در بيان « روح » در اين آيه تحقيقى دارد و حاصل آن اينكه مراد از روح در اينجا امر وحى و تلقى قرآن است نه روح مصطلح ( مصحّح ) .