ابراهيم عاملي ( موثق )

463

تفسير عاملي ( فارسي )

« نَأى بِجانِبِه » 83 كلمه ى « نَأى » چند جور قرائت شده است كه يكى « ناء » مثل « شاء » قرائت ابو جعفر است چنان كه مجمع نوشته است . « كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » 84 ابو الفتوح : [ هر كس كار در خور خود كند بر عادت و بر حالت خود چنان كه كه به او ماند و در خور خود ، و ابن عباس گفت « على ناحيته » مجاهد گفت « على حدّه » حسن و قتاده گفتند « على نيّته » ، ابن زيد گفت « على خليقته » و اين اقوال متقاربست ، و معنى آنكه در پيش بگفتيم ، و ] بعضى گفته‌اند : يعنى هر كس روى اشتباه خود كار مىكند و كلمه ى « شاكِلَتِه » را از اشكال گرفته است كه بمعنى اشتباه باشد ، و قول اوّل از شكل است و روشنتر است و درست ، زيرا اين - جمله بجاى اين مثل است ( از كوزه همان برون تراود كه دروست ) . كشف نوشته : از آدمى چه آيد جز از جفا ، و از آب و گل چه آيد جز از خطا ؟ و از كرم ربوبيّت چه بينند جز از وفا ؟ در همه ى قرآن هيچ آيت اميدوارتر از اين آيت نيست ، ميگويد : هر كس آن كند كه از او آيد و از هر كس آن آيد كه از او سزد ، آن مهجور مملكت ابليس نوميد را گفتند آدم را سجود كن گفت نكنم كه آدم از خاك است و من از آتش ، گفتند : اى بدبخت لا جرم هر كس آن كند كه سزاى او است و هر از كس آن آيد كه در اوست ، آتش چون فرو ميرد خاكستر شود كه هرگز نو نگردد و خاك اگرچه كهن شود آب به روى ريزند نو نگردد ، اى ابليس تو كه از آتشى بيك فرمان كه بگذاشتى مردى كه هرگز زنده نشوى ، و اى آدم تو كه از خاكى هر چند گناه كردى بيك قطره آب حسرت كه از ديده فرو بارى گناهانت بيامرزم و بنوازم ، اى ابليس از آتش آن آيد كه كردى ، اى آدم از خاك آن زايد كه ديدى « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » . تأويلات كاشانى : يعنى كار هر كس مولود خوى و ملكه ى او است و اكر ملكات شخص در مقام نفس و طبع بود كار و فكر او نااميدى است و اعراض از حقّ و اگر در مقام قلب و ملكات فاضله بود در شكر و صبر خواهد بود .