ابراهيم عاملي ( موثق )

45

تفسير عاملي ( فارسي )

بىبصيرت هستند ، و چون آنها كه قرآن ميشنوند بيش از آنها هستند كه پيغمبر مى - بينند ، براى دسته ى اوّل « يستمعون » به صورت جمع گفته شده است و براى دسته ى دوّم « ينظر » به صورت مفرد آورده شده است و با كلمه ى « من » كه در لفظ مفرد است مطابق شده است . سخن ما : 1 - جمله ى « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ » تا آخر شايد اشاره باشد باساس خداشناسى و بهتر طريقه ى راهيابى بتوحيد ، و توضيح اين مطلب بطورى كه مكرّر در درس گفته‌ايم اين است كه ما مىبينيم در اين كره ى زمين و زيستگاه خودمان جلوتر و ساده تر وسيله ى پيدايش موجودات زمين است و دريا و آفتاب كه از تابش آفتاب به دريا توليد باران مىشود كه آن نيز وسيله ى پيدايش موجودات است . و جز اين سه عامل اصلى موجب ديگر در عالم ديده نميشود ، و فقطَّ تركيب و تأثير اين سه در يكديگر وسيله است كه در اعماق درياها و دل زمين و ميان جنگلها و درون كوهها انواع عناصر و معادن و گياه و حيوان پيدا شده است با هزاران قوّه و خاصيّت مختلف كه هر يك باز موجب پيدايش موجودات ديگر است ، پس نتيجه اين شد كه وسيله ى پيدايش موجودات قوّه و خاصيّت و طبيعت است كه در خود اين سه عامل اصلى نهفته است و يا منشعب از آنها است . در دنباله ى اين استنتاج بيك حقيقت غير قابل انكار متوجّه ميشويم كه انواع عناصر و موجودات آبى و خاكى و نباتى بيك روش معيّن يك نواخت تحت تأثير خواصّ طبيعت در تغيير و جنبش هستند و هيچگونه تنوّع و عمل ارادى و اختيارى در آنها مشاهده نميشود ، ولى در موجودات جاندار حركات و اعمالى متنوّع ، علاوه بر جنبشهاى طبيعى و يكنواخت ديگر موجودات ديده مىشود ، بطور مثال درخت در جنگل سالها بجاى خود باقى است اگر آب و آفتاب به او رسد به عمل حياتى و جنبش خود ادامه ميدهد و ميماند و گر نه خاصيّتش نابود مىشود و خشك ميگردد ، ولى كلاغ صبح كه گرسنه و تشنه است ميتواند از لانه بلند بشود ، و به اطراف بگردد و آب و دانه ى خود را پيدا كند و با طبيعت در مبارزه است كه بدل درختهاى مرتفع لانه ميسازد و تخم و جوجه ى خود را از سقوط و نابودى حفظ مىكند