ابراهيم عاملي ( موثق )
431
تفسير عاملي ( فارسي )
فخر : اين جمله مجمل است كه روى سخن باكى است و چه حقّى بايد داد نسبت بمعنى اول بعضى گفتهاند : روى سخن با پيغمبر است كه مأمور شده است از غنيمت و بهره ها كه به او رسيده است حقّ خويشانش را بدهد و هم حقّ فقرا و به راه ماندگان را از اين درآمد بپردازد . و بعضى گفتهاند : روى سخن با عموم مسلمين است كه در دنباله ى « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » گفته شده است و بعد از لزوم به نيكى با والدين دستور داده شده است بنيكى با خويشان و درماندگان و بيچارگان ، و آن حق كه بايد داده شود به نظر شافعى مخارج فرزند است و پدر و مادر . و بعضى گفتهاند : لازم است به همه ى خويشان كه محرم هستند اندازه ى احتياجشان داده شود ، و نسبت به غير محارم مثل عمو زاده ها و مانندشان باتفاق فقها لازم نيست انفاق مال و فقطَّ دوستى و حسن معاشرت با آنها لازم است و بس . تفسير حسينى نوشته است : و گفتهاند : مراد « بِذِي الْقُرْبى » اقارب حضرت رسولند و حقّ ايشان اعطاى خمس است بديشان از آنچه حقّ سبحانه مقرر فرموده . « وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ » 26 مجمع : يعنى حقّ فقير و به راه مانده را از زكات و غير آن كه در دين معيّن شده است بدهيد . « وَلا تُبَذِّرْ » 26 طبرى : عبد اللَّه مسعود گفته است : يعنى از به كار بردن مال به غير شايسته خوددارى كنيد . و مجاهد گفته است : اگر كسى تمام سرمايه اش را به حق خرج كند تبذير نيست ولى صرف يك مدّ در غير حقّ تبذير است . « كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ » 27 حسينى : چون اعراب براى ريا و خودنمائى شتران بسيار ميكشتند به اين جمله كار آنها زشت شمرده شده است كه همانند ديواند و سرمايه نابود ميكنند . « وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ » تا آخر 28 مجمع : يعنى اگر از اين دسته مردم كه گفتيم حقّشان را بده نزد تو آمدند و نداشتى و از آنها رو گرداندى بانتظار گشايشى كه بودى در زبان و سخن گفتن با آنها به نرمى باش . حسينى نوشته : آوردهاند كه بعد از نزول اين آيه از آن حضرت چون چيزى