ابراهيم عاملي ( موثق )

432

تفسير عاملي ( فارسي )

طلبيدندى و حاضر نبودى فرمودى كه « يرزقنا اللَّه و ايّاكم » . « فَتَقْعُدَ مَلُوماً » مجمع : كلبى گفته است : يعنى آنچه دارى همه را مده كه ديگرى بيايد و بخواهد و نداشته باشى و ملامت شوى ، و روايت شده است : زنى پسرش را حضور پيغمبر فرستاد و سفارش كرد كه بگو : مادرم از تو لباسى براى پوشاك خود ميخواهد و اگر فرمود : هر وقت برسد مىدهم تو بگو : مادرم همان پيراهن تن شما را مىخواهد ، چون او آمد و پيغام رساند آن حضرت پيراهن خود را بدر كرد و داد ، و اين آيه نازل شد . نقل كرده‌اند : چون وقت نماز رسيد و برهنه بود به خانه نشست كافران زبان درازى كردند كه سرگرم بازى و خواب شده است و از نماز باز مانده است . « إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ ) * تا آخر » 30 مجمع : تناسب اين آيه با جلو اين است كه پس از دستور بميانه روى در خرج وادار مطالعه ى در طبيعت شده است كه بنگريد خداوند هم هميشه و به همه ، همه چيز نميدهد با اينكه نه مضايقه است و نه كمبود . « إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً » 31 مجمع : چند تلفّظ براى كلمه ى « خِطْأً » نقل كرده است « وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّه سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّه كانَ مَنْصُوراً » 33 مجمع : يسرف با ياء و تاء به صيغه ى غايب و مخاطب هر دو قرائت شده است ، و اين جمله دو جور معنى شده است : اوّل - يعنى هيچ كس مسرف و قاتل و متجاوز در كار قتل نشود چون ما او را كه مظلوم كشته شده است و اسراف و تجاوز به او شده است يارى كرده‌ايم و بولىّ و صاحب خون او اختيار داده‌ايم كه از قاتل او انتقام بكشد . دوّم - يعنى ولى و صاحب خون اسراف در كار كشتار نكند كه بيش از آنچه حقّ دارد رفتار كند ، چون ما او را يارى كرده‌ايم و حقّ قصاص و يا ديه و يا گذشت از جرم به او داده‌ايم . طبرى : سعيد بن جبير گفت : اين آيه موقعى بود كه پيغمبر بمكّه بود و اول قسمتى كه در موضوع كشتن نازل شد همين آيه بود كه اعراب بناگهان مسلمين