ابراهيم عاملي ( موثق )
43
تفسير عاملي ( فارسي )
دعواى پيغمبر و اگر ميتوانستند همانند آن درست ميكردند زيرا با آن كوشش در مبارزه و خرج سرمايه و از دست دادن جوانان و مردان بايستى با اين وسيله ارزش سخن او را در نظر عرب كم كنند . و بيشتر آنها كه بحث در اعجاز قرآن كردهاند كه عرب را عاجز كرده است بواسطه ى امتيازات لغوى و فصاحت و بلاغت دانستهاند ، ولى در تفسير آيات پانزدهم و شانزدهم اين سوره گفتيم كه اعراب چون قرآن را ما فوق قدرت خود ديدند آن را جادو شمردند ، و عموم عرب و ملل غير عرب تشخيص دادند كه قرآن بصنعت و هنر جادو درست نشده است بلكه معجزه است از جهت اسلوب و نظم و معنى و هدايت و قوانين و اخبار بغيب كه از قدرت خود پيغمبر هم خارج بوده است و او واسطه ى تبليغ بوده است به اين مجموعه ى علوم عاليه در عقايد و آداب و احكام دينى و اجتماعى و وسيله ى بالا بردن افكار و تصفيه ى نفوس و اصلاح بشر . « بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِه » 39 تبيان : يعنى آنها كه مدعى هستند قرآن درست شده ى محمد است و دروغ چون مطلع به آن نيستند دروغ شمردند . و چون قسمتى از مطالب قرآن قابل فهم همه كس نيست و بايستى با دقت و فكر و مراجعه بپيغمبر ، فهميده شود مثل آيات متشابه ، و كفار چون نتوانستند آنها را بفهمند دروغش شمردند . « وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُه » 39 ابو الفتوح : نوشته است : تأويل آن هنوز بايشان نيامد و تأويل آن باشد كه « يؤل اليه عاقبة الامر » بعضى مفسّران گفتند : مراد بتأويل تفسير است . و ضحّاك گفت : آنچه عاقبت با آن شود از ثواب و عقاب . مجمع : يعنى آنچه در قرآن وعده داده شده است و عاقبت كار كافران معيّن شده است هنوز نمودار نشده است ، و بعضى گفتهاند : يعنى چون در قرآن مطالبى است كه خود نميفهمند ، و از پيغمبر ( ص ) نميپرسند كه آن حضرت را قبول ندارند ، پس معنى آن را نفهميدهاند . و خلاصه ى معنى آيه اين است : آنچه را نفهميدند دروغ دانستند و از آن مطَّلع نشدند و اگر تحقيق ميكردند و از پيغمبر ميپرسيدند ميفهميدند و به آن مطَّلع ميشدند ، و از امام صادق عليه السّلام نقل شده