ابراهيم عاملي ( موثق )

428

تفسير عاملي ( فارسي )

به حكم شرع و مصلحت ايشان تا بحدّ رشد رسند [ كه به آن موقع در كار اموال خود آزادند ] و بپيمان خود وفا كنيد كه مسئول آن هستيد 35 و بپيمانه ى تمام و ترازوى درست معامله كنيد كه خير و صلاح همين است و عاقبت آن بهتر خواهد بود . 36 [ و تو خود و پيروانت ] آنچه ندانيد نگوئيد و ندانسته را دنبال نكنيد كه دل و گوش و چشم آدمى در گرو كار او هستند 37 و هم بناز بر زمين قدم مگذاريد كه هر چه باشيد نه بدرازى كوه هستيد و نه پاىتان زمين ميشكافد 38 و البتّه اين جملگى ناپسند است و مكروه بپيشگاه خداوند ، 39 [ اى محمّد ] اين سخنان حكمت است و وحى الهى براى تو ، پس در آفرينش شريكى مپندار كه واژگون جهنّم شوى 40 [ تو از اين اعراب بپرس ] آيا خداوند بشما پسر عنايت كرد و ملائكه را بدخترى خود گرفت كه چنين افكارى پليد از شما نمودار مىشود ؟ 41 و با اينكه در قرآن بانواع سخن حقايق را نمودار كرديم تا متوجّه شوند [ و چنين كج انديش نباشند ] سودى نبردند جز فضولى نفرت و گريز از حقّ 42 تو اى محمّد به اينها بگو : اگر چنان كه مىپنداريد در آفرينش شركتى باشد بايستى بسوى عرش خداوندى راهى بجويند تا شريك خود بيابند و بر او چيره شوند 43 [ و يا اين مشركين او را بيابند تا به دو تقرّب بجويند ] ولى خداوند منزّه است و برتر از چنين انديشه هاى باطل 44 كه همه ى آفريدگان به زمين و آسمان تسبيح او ميگويند و آنچه هست در ستايش او است ليكن نيروى درك آن نداريد . و البتّه خداوند حليم است و غفور 45 [ كه به اين افكار پليد مجازات نميكند و اگر به راه راست رويد ميآمرزد . و تو اى محمّد آزرده خاطر مباش كه ] چون قرآن بخوانى پرده اى در جلو چشم اين كافران ميگذاريم [ تا تو را نبينند و آزار نكنند ] و دل و گوش شان را بستيم تا قرآن را نشنوند و نفهمند 46 [ و تو آسوده بمانى و آنها بسزاى كفر خود برسند زيرا بشنيدن آواز قرآن تو ] ميگريزند كه چرا نام خدا يگانه بر زبان آوردى 47 ما بهتر خبر داريم كه ظالمين چگونه گوش فرا ميدهند و با يكدگر براز ميگويند : شما بسخنان مردى جادو گوش ميدهيد و پيرو جادو شده ايد 48 تو بنگر كه چگونه مثلى دارند [ و چه بهانه اى ] چون راه خود گم كرده‌اند و نميتوانند چاره اى كنند ،