ابراهيم عاملي ( موثق )
427
تفسير عاملي ( فارسي )
با ضمّ و كسر قاف بمعنى ترازو . مرح - نشاط و فرح بيش از اندازه كه بكبر و گردنفرازى برسد ، مدحورا - از مصدر دحر بفتح اوّل و سكون دوّم و دحور با ضمّ اوّل و دوّم بمعنى راندن و دور كردن ، صرّفنا - از صرف الكلام ، بمعنى بعضى كلمات را از بعضى ديگر مشتقّ كردن و به صيغه هاى مختلف تلفّظ كردن و نيز بمعنى بيان و روشن كردن آيات است ، اكنّة - جمع كنان بكسر اوّل بمعنى روپوش و وسيله ى نگهدارى ، وقرا - بمعنى شكاف استخوان و سنگينى و كرى گوش ، رفات - آنچه در هنگام شكستن چيز خشك نرم مىشود و ميريزد . مثل خرده هيزم و خرده قند و مانند اينها كه به عربى آن را حطام نيز مينامند و هر چيز كهنه و شكسته را هم رفات ميگويند . سينغضون - يعنى ميجنبند و مضطرب ميشوند و از تعجّب و مسخره سر خود حركت ميدهند . ينزغ - از نزغ الشّيطان يعنى تحريك كرد بعضى را بر آزار بعضى . ترجمه : 26 تو اى محمّد موظَّف هستى : حقّ خويشان را بخودشان دهى و هم حقّ بيچارگان و به راه ماندگان ، و از اسراف و زياده روى در خرج خوددارى كن 27 كه اين كار نتيجه ى موافقت و برادرى شيطان كافر نافرمان است 28 و اگر مالى نداشتى و بانتظار گشايشى بودى با نيازمندان گشاده رو باش و با زبان نرم و ملايم جوابشان بگو 29 و البتّه آنچه دارى مضايقه مكن و بخيل مباش و نز جملگى مبخش كه بيچاره شوى و سرزنشت كنند 30 چون روزى با خدا است كه با اندازه ى ظرفيت هر كس خبردار است و بينا و بموجب مصلحت ميبخشد و محروم مىكند 31 ، و [ به اين مردم بگو ] ترس فقر گردنگير شما نشود كه فرزندان خود را بكشيد [ تا مبادا از خرجشان بمانيد ] كه گناهى است بزرگ و با اينكه روزى شما و فرزندانتان با ما است [ از چه باك داريد كه بچنين تنگ اقدام ميكنيد ] ؟ 32 و نيز گرد زنا نگرديد كه تجاوز است و زشتى 33 و هم آدم نكشيد مگر بموجب حكم و فرمان حقّ و گر كسى بناحق كشته شد وارث و ولى او اختياردار مجازات قاتل است ، و البتّه ولى دم تجاوز بكشتار نكند كه خدا ياور مظلومان است ، 34 و در مال يتيمان تصرّف نكنيد مگر