ابراهيم عاملي ( موثق )
410
تفسير عاملي ( فارسي )
كوفه از آنجا بيشتر است . و در كافى نقل شده است كه از امام صادق ( ع ) پرسيدند : پيغمبر ( ص ) چند معراج داشته است ؟ فرمود : دو نوبت . و قمّى از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل براق آوردند و پيغمبر رفت و در راه خود ملكى ديد كه نيم بدنش يخ بود و نيم ديگر آتش و به يكديگر اثر نداشتند و او مىگفت : اى خدا كه اين برف و آتش بيكجا جمع كرده اى دلهاى آدميان مؤمن را با هم جمع و متفق گردان ، و باز دو ملك ديد كه فرياد ميكردند يكى ميگفت « اللَّهمّ اعط كلّ منفق خلفا » يعنى : اى خدا بهر بخشنده اى عوض بده ، و ديگرى ميگفت : « اللَّهمّ اعط كلّ مسرف تلفا » يعنى اى خدا بهر مسرف كه مال خود بيهود به كار ميبرد تلف سرمايه نصيب كن . تفسير برهان : صباح مزنى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : صد و بيست نوبت پيغمبر ( ص ) را بمعراج بردند و در هر نوبت خداوند بيش از آنچه براى وظايف دين به او سفارش كرد ، بولايت علىّ و امامهاى بعد از او سفارش كرد . و عبد - الرّحمان بن غنم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : پيغمبر ( ص ) در شب معراج كه بتاريكى سوار براق بود و ميرفت به مردى گذشت كه پشته اى هيزم نميتوانست بردارد باز بر آن ميافزود و نميتوانست و ميافزود ، پرسيد جبرئيل اين كى است ؟ جواب داد : اين مردى است مقروض كه چون ميخواهد قرض خود بدهد و نميتواند باز قرض مىكند و بر آن ميافزايد . و علىّ بن ابى حمزه گفت : من حاضر بودم كه ابو بصير از امام جعفر صادق عليه السّلام پرسيد چند مرتبه پيغمبر بمعراج رفت ؟ فرمود دو مرتبه و جبرئيل او را به جائى متوقّف كرد و گفت كه هيچ ملك و پيغمبرى اينجا نرسيده است و پرده اى بود درخشان و پيغمبر ( ص ) از سوراخى مثل سوراخ سوزن نظر كرد هر چه ديد نور و پرتو عظمت ديد . نفحة الرّحمان نهاوندى : از انس روايت شده است كه پيغمبر فرمود : آن - شب كه بمعراجم بردند به زير عرش خداوندى هفتاد شهر ديدم كه هر شهرى هفتاد برابر اين دنيا بود و همه پر از ملائكه بود كه تسبيح و تقديس ميكردند و ميگفتند : خدايا