ابراهيم عاملي ( موثق )

409

تفسير عاملي ( فارسي )

ز قدر او مثالى ليلة القدر ز نور او براتى ليلة البدر سواد طرّه اش خجلت ده حور بياض غرّه اش نور على نور نسيمش جعد سنبل شانه كرده هوايش اشك شبنم دانه كرده بمسمار ثوابت چرخ سيّار ببسته در جهان درهاى ادبار طرب را چون سخن خندان از او لب گريزان روز محنت زو شبا شب و معراج در شب بود چون شب هنگام خلوت با دوست است و حظَّ فراش و وصال در شب است و بهره ى فراق و لباس در روز است ، شب مظهر بطون است و موقع بروز اسرار و روز مظهر ظهور است و نمودن آثار و اعمال و شب وقت آسايش است و آسايش از بهشت است ، و روز وقت رنج است كه از جهنّم است . تأويلات كاشانى : يعنى گردش داد ليلا در تيرگيهاى پرده هاى مادّى بدنى از مسجد الحرام كه مقام قلب است و خطاهاى قواى بهيمى و سبعى حرام است بر آن تا مسجد اقصى كه مقام روح است و بواسطه ى مشاهده ى تجليات ذات حقّ دورترين مراحل است از عالم جسمانى . صافى : مقصود از مسجد اقصى ، ملكوت آن مسجد است ، و در آسمان است چنان كه از روايات فهميده مىشود يكى اين روايت : قمى نقل كرده است : امام باقر ( ع ) در مسجد الحرام نشسته بود نگاهى به آسمان كرد و بكعبه نگريست آنگاه سه نوبت گفت : سبحان الَّذى - تا - مسجد الأقصى سپس متوجّه اسماعيل جعفى شد و فرمود اى عراقى ، مردم عراق اين آيه را چه معنى ميكنند ؟ گفت : ميگويند پيغمبر را از مسجد الحرام ببيت المقدس بردند . فرمود : چنين نيست كه آنها ميگويند ، او را از اينجا تا آنجا بردند كه اين ميانه همگى حرم است و با دست خود به آسمان اشاره كرد . و نيز عياشى نقل كرده است كه مساجد با فضيلت را از حضرت امام صادق ( ع ) پرسيدند فرمود : مسجد الحرام است و مسجد مدينه ، شخصى پرسيد : پس مسجد اقصى در چه مرتبه فضيلت است ؟ فرمود آن در آسمان است كه پيغمبر را تا آنجا گردش دادند ، به آن حضرت عرض شد : مردم ميگويند : مسجد اقصى بيت المقدس است ، فرمود ارزش مسجد