ابراهيم عاملي ( موثق )

407

تفسير عاملي ( فارسي )

به دو گفت سالار بيت الحرام كه اى حامل وحى برتر خرام چو در دوستى مخلصم يافتى عنانم ز صحبت چرا تافتى بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم كه نيروى بالم نماند از اين سدره بالاترم بهره نيست تو بر شوكه جبريل را زهره نيست اگر يك سر موى برتر پرم فروغ تجلَّى بسوزد پرم و بروايت صحيحتر بر براق يا بر پر جبرئيل بمعراج رفت و در آسمانها پيغمبر ها را ديد و سدرة المنتهى و بيت المعمور و حوض كوثر و نهر الرّحمة به نظر او آمد و جبريل در نزديك حجاب ماند و گفت : « لو دنوت انملة لاحترقت » . چنان گرم در تيه قربت براند كه در سدره جبريل از او باز ماند و از آنجا به تنهائى پرده هاى نور و ظلمت را بريد و به جائى رسيد كه براق از رفتار ماند ، بر رفرف سوار شد و بپاى عرش رسيد و هزار بار شنيد « ادن معى » نزديكتر شو و در هر يك از اين شنيدن درجه اى بالا ميرفت ، از اينجا اصل عبارت تفسير حسينى است : تا قدم بر سر « دَنا » نهاده از آنجا بر منظر « فَتَدَلَّى » جلوه گر شد پس بخلوت خاصّ « فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى » « 1 » آمده ، اسرار « فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى » استماع فرمود : كلام سرمدى بىنقل بشنيد خداوند جهان را بىجهت ديد بديد آنچ از حد ديدن برون بود مپرس از ما ز كيفيّت كه چون بود و بنقل صحيح ثابت شده كه آن حضرت ثناى الهى بكلمات التّحيّات الصّلواة الطيّبات بجا آورد و باكرام السّلام عليك ايّها النّبى و رحمة اللَّه و بركاته مخاطب گشت و در تشريف اين سلام امّت خود را داخل ساخته فرمود : السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين . بيت : چو كرده وعده هاى لطف در گوش نكرده امت خود را فراموش

--> ( 1 ) ضمير « دَنا » و « فَتَدَلَّى » و « فَكانَ » جملگى بنا بر ظاهر قرآن و گفتار بزرگان مفسّرين به جبرئيل باز ميگردد نه برسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ( مصحّح ) .