ابراهيم عاملي ( موثق )

401

تفسير عاملي ( فارسي )

دوزخ و غير آنها را ، 3 - آن روايات كه به ظاهر مخالف با اصول عقايد ما است ، ولى ميتوان آنها را بمعنى درست و صحيح تأويل كرد و بهتر اين است كه آنها را بمعنى صحيح تأويل كنيم ، مثل آنچه نقل شده است كه مردم بهشتى را در خوشى ديد و دوزخيان را در سختى كه اين دسته منقولها را بگوئيم مقصود اين است كه آن حضرت وصف و خصوصيات نيكان و بدان يا نام آنها را در آن موقع ديد و تشخيص داد 4 - آن چيزها كه نه به ظاهر درست است و نه قابل تأويل و توجيه صحيح است مثل اين گفته ها كه پيغمبر ( ص ) در معراج خود خدا را ديد و بر تخت او به پهلوى او نشست و يا اينكه پيش از روانه شدن بسوى معراج چند نفر فرود آمدند و شكم آن حضرت را شكافتند و دلش را برداشتند و شستند و بر جاى خود گذاردند و او را به طرف بيت المقدس بردند و بهتر اين است كه اين گونه گفته ها را نپذيريم . ابو الفتوح : « سُبْحانَ اللَّه » يعنى پاكيزه و دور داشتن هر نالايق از خدا ، طلحة بن عبد اللَّه گفته است : از پيغمبر ( ص ) معنى اين كلمه را پرسيدم ، فرمود : هربدى را از خداوند دور كردن . مقاتل گفته است : يك سال پيش از هجرت معراج واقع شده است ، و بعضى گفتند دوبار بوده است : يك بار از مسجد الحرام و يك بار از خانه ى امّ هانى دختر ابو طالب ، و بعضى گفته‌اند چند بار بوده است ، و مسلمانان در معراج عقايد مختلف دارند ، بعضى گفته‌اند نبوده است ، معتزله گفته‌اند : تا بيت المقدس بوده است و ظاهر قرآن نيز همين است ، و بعضى گفتند بخواب ديد ، و بعضى گفتند روح بمعراج رفت و تن در مكّه بود . و اين درست است كه بدن آن حضرت را به آسمان بردند « 1 » و بهشت و دوزخ را بر او عرضه شد و به چشم خود ديد چنان كه فرمود : بهشت را

--> ( 1 ) استاد ما مرحوم شعرانى اعلى اللَّه مقامه در پاورقى ابو الفتوح فرموده است « اين آسمانها كه در اخبار معراج است نه به وصف آسمانهاى هيئت قديم است و نه آنكه متجدّدين مانند شهرستانى در الهيئة و الاسلام و غير آن گفته‌اند چون در هيئت قديم افلاك را قابل خرق و التيام نميدانستند كه بتوان از آن گذشت هر چند دليل آن منحصر بفلك نهم بود و در اصطلاح شهرستانى آسمان عبارت از مدارات و خطوط موهومى است يا طبقات فضا كه گذشتن از همه جاى آن ممكن است و محتاج به در گشودن و بستن نيست مگر تأويل كنند بتمثيل و تشبيه و امكان گذشتن از يك جا و عدم عبور از جاى ديگر ، و اين گونه تأويل را عامهء مسلمانان نمىپذيرند براى آنكه نظير اين را از قدماى معتزله در معراج روحانى و آسمان روحانى نپذيرفتند پس طريق صحيح آنست كه آسمانهاى معراج را نه بر افلاك هيئت قديم تطبيق كنيم و نه بر طبقات فضا كه متجددان گويند بلكه معنى آن را به خدا و رسول واگذاريم و به ظاهر آن اعتراف كنيم و گرد فضول نگرديم ( مصحح ) .