ابراهيم عاملي ( موثق )

393

تفسير عاملي ( فارسي )

نفر چيز فهم مكه نبوده است از آنها سخنى نگفته‌اند و اينرا بهانه كرده‌اند . 2 - جمله ى « هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » شايد اشاره به اين باشد كه در اعجاز آن حضرت و بيچارگى شما عربها همين بس كه اين مرد اعجمى در ميان شما بوده و هست و شما با همهء سخنورى خود نتوانسته‌ايد اين گونه مطالب را درك كنيد و به اين زبان عربى آشكار درآوريد ، و برفرض كه پيغمبر از او چيزى تعليم گرفت درك آن و نمودارى به زبان عربى به اين فصاحت براى اعجاز و برترى او بر شما بس و همين عمل خود نشان ميدهد كه اصل فراگيرى هم در كار نبوده است و اگر از او گرفته بود به اين صورت نبايد درآيد و با سخنى مثل دگر مردم اظهار شود نه با چنين سبك و روش كه در بالاى آسمانها نظيرش را بجوئيد و نيابيد . 3 - آيت 116 « وَلا تَقُولُوا لِما تَصِفُ » اگر چه در ارتباط بجمله هاى جلو و دنبال همان است كه از امام فخر نقل كرديم ولى دستورى است كلَّى كه احكام حلال و حرام و وظايف انسانى در اختيار او نيست كه خود تعيين كند و بايد از آنجا معيّن شود كه خود او درست شده است چون راه اصلاح و نگهدارى هر دستگاه با آنكس است كه آن را ساخته و متخصّص در آن است ، پس آدمى بايد از اصل آفرينش بوسيله ى وحى و پيغامبرى وظايف خود را فرا گيرد و گر نه دنباله اش عذاب است و گرفتارى ، چون عمل از غير متخصّص بر غير مصلحت بوده است و چنين عمل البته نتيجه ى بد بدنبال دارد . 4 - آيات از 120 تا 124 « * ( إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً ) * - تا - * ( فِيما كانُوا فِيه يَخْتَلِفُونَ » كه سخن از شخصيّت ابراهيم است و دستور بپيغمبر كه روش او را دنبال كند ، و بمسئله ى سبت و روز شنبه ختم شده است ، شايد به اين مناسبت باشد كه اعراب از ابراهيم و دوران بناى كعبه چيزها بخاطر داشته و ميگفته‌اند . از اين جهت گفته شده است كه او بتپرست نبود و دعوت پيغمبر بروش او است . و مسئله ى سبت از داستانهاى قديم يهود بوده است ، كه كمابيش اعراب مكه از مردم مدينه و يهود آنجا چيزى شنيده و شايد مذاكراتى داشته‌اند به اين مناسبت