ابراهيم عاملي ( موثق )

392

تفسير عاملي ( فارسي )

و معنى « مُحْسِنُونَ » يا انجام هر كارى است بنيكى و خوبى و يا در برابر بدكاريست يعنى اگر كسى بد كند از او در ميگذرند و مجازات نميكنند و بدرفتارى ندارند . و در حديث است : نيكوكار و محسن سه علامت دارد : مبادرت و پيشدستى در اطاعت و خوددارى از معصيت و نيكى در برابر بدرفتارى با او ، هنگام مرگ هرم ابن حيّان به او گفتند : وصيتى كن ، گفت : آنكس وصيت كند كه مال دارد ، من كه ندارم وصيّت بكنم آيات آخر سوره ى نحل را بخوانيد و مقصودش از « ادْعُ إِلى سَبِيلِ » بوده است تا آخر . سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 103 « وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ » خوب نشان ميدهد كه اعراب كوچكتر حركت پيغمبر را زير نظر داشتند و نشستن آن حضرت را با مردى كه فكرى داشته يا چيزى ميخوانده است راه بهانه يافته و قرآن و شخصيّت پيغمبر را وابسته به او كرده‌اند ، و قرآن هم جلو بهانه ى آنها را گرفته است و اگر چيزى جز همينها كه گفته‌اند و جواب شنيده‌اند قابل بهانه گيرى ميبود باز ميگفتند و اعتراض ميكردند ، اين است كه دعوى بعضى مسيحيها باستفاده ى پيغمبر از بحيراى راهب و يا استفاده در امثال قرآن از انجيل اگر اعراب مى - توانستند سالها پيش اين تهمت را ميزدند و بهانه را دست مىگرفتند و قرآن هم جواب آنها را ميداد پس معلوم مىشود سفر شام پيغمبر و ملاقات با بحيراى راهب و ديگران بيش از ديدار بچه ى نابالغ و بىتميز نبوده است ، چنان كه در احوال آن حضرت نوشته‌اند و اعراب آن را ميدانسته‌اند و جاى زباندرازى نداشته‌اند كه نگفته‌اند ، و معلوم است كه اين سرگذشتها بوسيله ى همانها مانده و نقل شده است و نميتوان ادّعا كرد كه چون در دوران اسلام اينها را نوشته‌اند آنچه بر ضرر بوده است از قلم افتاده است و موارد ساده ضبط شده است ، زيرا در آن دوران كه پيغمبر ( ص ) رفته ؟ و اعراب در قافله بوده‌اند و ديده‌اند اسلام نبوده و در موقع ادّعاى پيغمبرى همانها بوده‌اند و ميتوانسته‌اند اعتراض كنندكه اين سخنان تو از آن ملاقات در مسافرت است ولى چون آن مسافرتها به اندازه ى رفت و آمد با يك