ابراهيم عاملي ( موثق )
389
تفسير عاملي ( فارسي )
حقيقت آن است كه بيواسطه از حقّ بآدمى ميرسد ، شريعت آن است كه بوسيله ى پيغمبران در دسترس انسان گذارده مىشود ، طريقت ادب و انضباط آدمى است در حقّ طلبى و حقيقت جوئى . و چون در دعوت بدين ، سه راه معيّن شده است حكمت براى وصول بحقيقت است كه بخشش و موهبت حقّ است بيواسطه در ميان آن كرامت و بزرگوارى را كه بشر توانائى شركت در آن ندارد . پس حكمت وسيله ى دعوت بحقيقت است ، و موعظه ى حسنه مناسب است كه وسيله ى دعوت بطريقت باشد چون اساس آن برعايت ادب است و خوشخوئى پس بايد با پند و نصيحت ادب و انضباط آموخته شود . و مجادله و بحث با روش مستحسن مناسب است براى دعوت بشريعت كه بيان احكام حلال و حرام است پس بايد عوام مردم با منطق و استدلال و شاهد و مثال راهنمائى بسوى احكام و وظايف خود شوند . و از اين بيان معلوم مىشود كه پيغمبر بايد بعموم خواصّ و عوام ابلاغ دين كند و هر كس بهر مرتبه باشد بواسطه ى آن حضرت رهبرى و دعوت شود ، و گفته ى شيخ عطار است : نور او چون اصل موجودات بود ذات او چون معطى هر ذات بود واجب آمد دعوت هر دو جهانش دعوت ذرّات پيدا و نهانش روح البيان : شيخ سمرقندى در تفسير خود گفته است : اگر مردم جاهل و بيخرد بوسيله ى حكمت رهبرى شوند سودى نبرند : نكته گفتن پيش كژ فهمان ز حكمت بيگمان جوهرى چند از جواهر ريختن پيش خر است و در مثنوى است : كى توان با شيعه گفتن از عمر كى توان بر بط زدن در پيش كر و در تأويلات نجميّه است كه موعظه ى حسنه مدارا كردن است و با نرم زبانى سخن گفتن و در پرده مطلب را فهماندن و بخلوت بودن كه نصيحت در جلو ديگران سرزنش است :