ابراهيم عاملي ( موثق )
378
تفسير عاملي ( فارسي )
اعجمى است و كند زبان و اين سخن فصيح عرب است 104 ، آنها كه [ چنين فكر ميكنند و ] آيات حقّ را نميپذيرند لايق هدايت نيستند و عاقبتشان عذابى است دردناك [ تو اى محمّد دروغ نميسازى و تهمت نميبندى ] 105 آن كس تهمت مىزند و دروغ مى - بندد كه خود دروغگو است و منكر آيات حقّ . جهت نزول : قتاده گفته است : اعراب بنو المغيره عمّار ياسر را در چاهى بنام « بئر ميمون » فرو كردند كه بمحمّد كافر شو ، او هم با كمال كراهت پيروى آنها كرد . در آيت 106 جمله ى « إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ » براى او نازل شد . ترجمه : 106 آنكه ايمان در دل استوار دارد شايد از ناچارى كلمه ى كفرى بر زبان آرد ، ولى آنها كه دل بكفر سپردند سزاوار خشم خدا و عذاب دردناكند 107 چون دنيا را بر آخرت برگزيدند و قابل هدايت نيستند ، 108 اين گونه مردم را خداوند بر دل و چشم و گوش مهرى نهاده كه از همه چيز بىخبرند و خواه و ناخواه زيانديده ى جهان آيندهاند . جهت نزول : مجمع : نقل كردهاند كه چند نفر از مردم مكه يكى عيّاش بن ابى ربيعه برادر بشير ( رضاعى ) ابو جهل و ديگر ابو جندل بن سهيل بن عمرو و غير اينها عدّه اى مسلمان بودند اعراب كه آنها را آزار ميكردند كه كافر شوند ، آنها به زبان پذيرفتند و چيزى گفتند كه اعراب را راضى كردند و از مكّه بمدينه هجرت كردند و با مسلمين در جنگ كافران شركت كردند ، آيت 110 « ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ » براى اينها نازل شد ، و نيز در مجمع نوشته است : اين جمله « من شرح بالكفر صدرا » در آيت 106 براى عبد اللَّه بن ابى سرح نازل شد كه نويسنده ى پيغمبر ( ص ) بود و مرتدّ شد و بمكّه فرار كرد و پيغمبر روز فتح مكّه فرمود او را بكشند ، عثمان ميانجى شد پيغمبر معاف فرمود . ترجمه : 109 لكن فضل و رحمت پروردگار تو براى آن مردمى است كه گرفتار كافران شدند و خود را از چنان بلاء آسوده كردند و هجرت و ترك وطن نمودند و بر سختيها شكيبا شدند و با كافران جنگيدند 110 و البتّه از پس گرفتارى و كفر اجبارى و