ابراهيم عاملي ( موثق )
377
تفسير عاملي ( فارسي )
ترجمه : 101 اين كافران دوست شيطانند كه اگر حكمى از قرآن عوض كرديم : و آيتى منسوخ شد ميگويند : محمّد از خود دروغ ميسازد ، ولى خداوند ميداند چه ميفرستد و ايشان بيشترشان بيخبرند كه چه ميگويند و عاقبت كارشان چه مىشود . 102 تو اى محمّد بگو جان پاك و روح القدس قرآن را بفرمان خدا با درستى و راستى آورد تا مؤمن پاى و دلش استوارتر شود و موجب رهبرى و اميدوارى مسلمانان باشد . جهت نزول : طبرى : آهنگرى مسيحى بنام بلعام بمكّه بود كه پيغمبر نزد او ميرفت و تربيتش ميكرد و زبان او رسا نبود و اعجمى بود ، مردم كه پيغمبر را ميديدند آنجا ميرود و برميگردد گفتند از آن مرد اين چيزها ميآموزد ، عكرمه گفته است او غلامى از بنى مغيره اعجمى زبان بود كه پيغمبر به او خواندن قرآن ميآموخت ، قتاده گفته است : او غلامى از بنى الحضرمى بود بنام يعيش كه ميتوانست خط بخواند ، عبد - اللَّه بن مسلم حضرمى گفته است : دو طفل از يمن غلام ما بودند بنام يسار و جبر كه تورات ميخواندند و پيغمبر ( ص ) نزد آنها مىنشست ، عربها گفتند : محمّد آنجا مىنشيند كه از آنها چيزى ياد بگيرد . ضحّاك گفته است : اعراب مىگفتند : محمّد از سلمان فارسى مطالب خود را ياد ميگيرد ، سعيد بن مسيّب گفته است : مردى بود كه چون قرآن بر پيغمبر نازل ميشد او مينوشت و در جمله هاى آخر آيه اتّفاق ميشد كه درست نميشنيد و دوباره از پيغمبر ميپرسيد مثل « سميع عليم - عزيز حكيم » و غير اينها ، و ممكن بود پيغمبر در گرفتارى و لرزه ى وحى بود كه او ميپرسيد و پيغمبر جواب ميداد « عزيز حكيم يا سميع عليم يا عزيز عليم » و ميفرمود هر كدام نوشتى درست است . آن مرد نويسنده از اين فرمايش پيغمبر ( ص ) راه خود را گم كرد و به خود مغرور شد و گفت : محمّد اينها را به من واميگذارد و آنچه ميخواهم مينويسم ، و مقصود از قرائت هفتگانه و سبعة احرف همين اختلاف مختصر در قرائت است ، و به اين نقل سعيد بن مسيّب مقصود از « إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ » همين مرد نويسنده است و آيت 103 « وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ » براى جواب اين جور گفتگوها نازل شد . ترجمه : 103 ما خبر داريم كه ميگويند : محمّد از آن آدمى قرآن فرا ميگيرد با اينكه او