ابراهيم عاملي ( موثق )

363

تفسير عاملي ( فارسي )

بيعت استوار بمانند كه همانند عهد و سوگند با خدا است . مجمع : ابن عبّاس گفته است : وعده دادن به كسى يك عهد و پيمانى است با او ، مفسّرين گفته‌اند : عهد آن است كه وفاى به آن لازم است و وعده آن است كه انجامش پسند است و نيكو . تبيان : آن عهد لازم الوفاء است كه بر كارى نيك مصمّم شود و انجامش را با خداوند معاهده كند . « وَلا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها » 91 طبرى : بعضى گفته‌اند : يعنى سوگندى كه ببيعت با پيغمبر استوار شده است درهم نشكنيد ، و كمى ياران پيغمبر و انبوه كافران شما را وادار بچنين كار نكند . ابن زيد گفته است : مقصود سوگندى است كه مردم با يكديگر همسوگند شده بودند بعد از اين سوگند دسته اى به آنها گفتند كه عده ى ما بيشتر است شما از وفاى بسوگند به آنها بگذريد و با ما بپيونديد ، آنها چنين كردند ، آيه منع از اين كار كرده است « 1 » . كشف نوشته : آيت عام است اما خطاب با انصار است كه با رسول بيعت كردند و احكام دين در پذيرفتند و خداى تعالى در آن عهد بر خود گواه گرفتند ، اين است كه گفت : « و قد جعلتم اللَّه عليكم كفيلا » معنى آن است كه رب العزه ايشان را گفت : بيعتى كه با رسول خداى كرديد و سوگند خورديد كه ويرا نصرت كنيد ، و خداى را كفيل و ضمين خود كرديد ببهشت اگر وفا كنيد ، اكنون آن عهد وفا كنيد و سوگندان مغلظه را دروغ مسازيد . حسينى : مرا عهد الست است يا عهودى كه ميان مردم معهود باشد و نظر صحيح اين است كه تنى چند از مردم مكه با پيغمبر پيمان بستند سپس از كمى مسلمين و قدرت اعراب ترسيدند به اين آيت آنها را بپيمان خود پا برجاى كرد . و در پاورقى از مثنوى نقل كرده است :

--> ( 1 ) نهى از نقض عهد اختصاص بعهد مؤكّد ندارد كه چنانچه مؤكد نبود نقص جايز باشد ، بلكه در اين مقام گناه سوگند و پيمان مؤكّد را گوشزد مينمايد كه بزرگتر و سختتر است . ( مصحّح )