ابراهيم عاملي ( موثق )

331

تفسير عاملي ( فارسي )

ايشان عالم بودند به احوال رسول عليه السّلام و ولادت او در ميان ايشان بود و نشو و تربيت او پيش آنها بود ، و دانستند كه او هرگز پيش كس نرفت كه اين قصّه ها داند و بر كسى نخواند و با كسى ننشست و چيزى ننوشت ، و نوشته اى بر نخواند آنگه همچنانكه در كتب ايشان بود از قرآن بر ايشان ميخواند تا بدانند كه آنچه ميگويد از وحى ميگويد و الَّا او غيب از كجا ميداند آنچه او بر سبيل اظهار معجز ايراد كرد ايشان بر سبيل طعن بازگفتند كه آنچه خداى بر محمّد ، باز فرستاد نيست الَّا افسانهء پيشينگان « ليحملوا » ابو الفتوح : لام صورت غرض دارد و بمعنى لام عاقبت است ] . « قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » تا آخر آيه 26 مجمع : ابن عبّاس گفته است : مقصود نمرود است و همانطور كه قريش با پيغمبر چاره جوئى ميكردند ، او هم با ابراهيم مكر و چاره جوئى ميكرد كه او را بيچاره كند و عمارتى ساخت بسيار بلند تا در آسمان با خداى ابراهيم بجنگد بادى وزيد آن را از جاى بركند و سقفش بر او فرو ريخت . زجّاج و ابن انبارى گفته‌اند : جمله هاى « فاتى اللَّه بنيانهم » و « فخرّ عليهم السّقف » مثل است كه سازمان فكر انحرافى و حيله ى آنها چنان بىنتيجه شد كه گوئى عمارتى بود از بن كنده و بر صاحبش كوبيده . و كلمه ى « سقف » بقرائت مجاهد « سقف » با ضمّ اوّل و دوّم است . « كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ » 27 مجمع : نافع « تشاقّون » با كسر نون خوانده است كه بجاى « تشاقّونى » با ياى متكلَّم كسره ى نون مانده است و ياء ساقط شده است و معنى چنين است : شما با من مخالفت ميكرديد . و قرائت ديگر قاريها با فتح نون است يعنى شما با مؤمنين مخالفت ميكرديد . « تتوفّيهم الملائكة » با تاء قرائت عموم قاريهاست و قرائت حمزه و خلف « يتوفّيهم » با ياء به صيغه غايب مذكّر است . « فَأَلْقَوُا السَّلَمَ » 30 ابو الفتوح : گردن بنهادند و تن بدادند و ذليل شدند و با مرگ حيله نداشتند جز آنكه گفتند « ما نعمل من سوء » ما بدكردار نبوديم . « وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِه الدُّنْيا حَسَنَةٌ » 30 فخر : مفسّرين گفته‌اند : اين جمله ها در برابر