ابراهيم عاملي ( موثق )

332

تفسير عاملي ( فارسي )

آنهاى گذشته است كه در موسم حجّ مسافرين از كافران ميپرسيدند « ما ذا انزل ربكم » خدا چه فرستاده و محمّد چه ميگويد ؟ بجواب ميگفتند : « اساطير الاوّلين » چون از مؤمنين و مردم باتقوى اين پرسش ميشد ميگفتند : خير و خوشى . و جمله ى « للَّذين أحسنوا - تا آخر » ممكن است دنباله ى سخن مؤمنين باشد يعنى خدا خير و خوشى فرستاده است كه پاداش نيكى در دنيا خوشى در اين عالم است و در عالم ديگر از اينهم بهتر . و ممكن است جمله اى جدا باشد و اخبار به اين كه چنين مردم نيكوكار كه جواب مسافرين را راست و درست ميگويند در اين عالم بپاداش نيك ميرسند و چون تقوى پيشه كرده‌اند سراى ديگر نيز خانه ى خوب آنها است . « لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ » 30 در تفسير حسينى نوشته است : و گفته‌اند : نيك سرائى است دنيا كه درو تهيه ى زاد آخرت ميتوان كرد ، و نكته ى « الدّنيا مزرعة الآخرة » مؤيّد اين قول است ، بزرگان گفته‌اند « زرع يومك حصد غدك » ( يعنى كشت امروز تو درو فرداى تو است ) ، نظم : بكوش امروز تا تخمى بپاشى كه فردا برخورى ، قادر نباشى گر اينجا كشت كردن را نورزى درين خرمن به نيم ارزن نيرزى روح البيان : حسن بصرى گفته است : دار المتّقين دنيا است كه در آن براى آخرت توشه فراهم ميكنند ، و خود بدنباله ى آن گفته است : در اين سخن ستايش دنيا است بمناسبت اينكه دنيا وسيله ى وصول بآخرت است ، و اگر سراى غرور شد و آدمى گرفتار هوى و هوس شد مذموم است و ناپسند ، چنان كه مثنوى گفته است : چى است دنيا از خدا غافل بدن نى قماش و نقره و فرزند و زن مال را كز بهر دين باشى حمول نعم مال صالح خواندش رسول آب در كشتى هلاك كشتى است آب اندر زير كشتى پشتى است چون كه مال و ملكرا از دل براند زان سليمان خويش جز مسكين نخواند و در تأويلات نجميّه است كه اين جمله اشاره است به اين كه براى متّقين و اصل بقرب حقّ خانه اى غير دنيا و آخرت است كه « مقعد صدق عند مليك مقتدر »