ابراهيم عاملي ( موثق )

330

تفسير عاملي ( فارسي )

شقّاقة للماء بصدورها ( به سينه آب ميشكافند ) مجاهد گفت : مواخر : دافع الرّياح و الرّياح لا يدفعها ( او باد را دفع كند و باد او را دفع نكند ) ، ابو عبيده گفت : « صوائح » ( آواز كننده ) و « مواخر » مفاعل باشد واحدتها ماخرة من المخر و هو الدّفع و الشّقّ ، و المخر : صوت هبوب الرّياح اذا اشتدّ ، و مخر الارض شقّها . « وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ » 16 مجمع : نجم با ضمّ نون قرائت حسن بصرى است . و در معنى جمله بعضى گفته‌اند : يعنى خداوند كوهها را نشانه ، و علامت پيدا كردن راه قرار داد كه بروز از آن استفاده شود ، و ستاره را براى راهيابى در شب . ابن عبّاس گفته است معنى جمله ى دوّم را از پيغمبر پرسيدم ، فرمود : ستاره ى جدى كه وسيله ى پيدا كردن قبله است و راه در خشكى و دريا ، و امام صادق عليه السّلام فرمود : مقصود از « علامات » ما هستيم و مقصود از « نجم » پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله است . « وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه » 20 مجمع : عموم قاريها « تدعون » با تاء خوانده‌اند تا روى سخن با كافران باشد بمناسبت جمله هاى جلو كه به صورت خطاب باشد . ولى با قرائت مشهور كه از يعقوب است و ابو بكر و سهل روى سخن با پيغمبر است و اعلام حال و وصف كافران . « وَإِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ » 24 تنوير المقباس : مقصود مقتسمين هستند كه در آخر سوره ى جلو گفته شده است و آنها ابو جهل و وليد بن مغيره ى مخزومى و حنظله بن ابو سفيان و عتبه و شيبه بودند كه براى انحراف مردم از قبول سخن پيغمبر در راههاى مسافرين حجّ ميايستادند و چون كسى از آنها ميپرسيد : محمّد از جانب خداى شما چه آورده است ؟ « قالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ » 24 آن مقتسمين بجواب مسافرين تازه وارد ناشناس ميگفتند : افسانه هاى پيشينيان است ( دروغهاى گذشتگان ) [ ابو الفتوح نوشته است : اين براى آن گفتند كه در قرآن بعض قصص پيشينيان است و خداوند اين قصص را بنوعى معجز فرستاد برون از مصلحت و لطف كه در او هست براى اينكه