ابراهيم عاملي ( موثق )

329

تفسير عاملي ( فارسي )

« يُنْبِتُ لَكُمْ » 11 مجمع : با نون به صيغه ى متكلَّم نيز قرائت شده است و « الشّمس و القمر و النّجوم مسّخرات » اين چهار كلمه با رفع و نصب قرائت شده است و نيز با نصب شمس و قمر و رفع نجوم و مسّخرات نيز قرائت شده است بمناسبت عطف دو كلمه ى اوّل به كلمه ى « النّهار » كه منصوب است و دو كلمه ى دوّم مبتدا و خبر است و جمله اى است مستقلّ . « هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْه » 14 كشف : به ظاهر يعنى خداوند دريا را بفرمان انسان كرده است كه از آن استفاده كند ، و به باطن در نفس آدمى درياها آفريده كه در آن غرق شده است : يكى درياى شغل ، يكى درياى غم و اندوه ، ديگر درياى حرص ، چهارم درياى غفلت و از خود بيخبرى ، پنجم درياى تفرّقت ، براى هر كدام از اينها كشتى معيّن شده است كه وسيله ى نجات از آن است : توكّل وسيلهء نجات از مشغله است و دلگرانى ، رضا كشتى آسودگى از غم و رنج است ، قناعت ، آسايش از حرص است ، ذكر حقّ موجب دورى از غفلت است ، كشتى توحيد وسيله ى جمع است و نجات از تفرقت . « لَحْماً طَرِيًّا » يعنى گوشت تازه ، مراد انواع ماهيهاى حلال است « 1 » . « وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْه حِلْيَةً » 14 ابو الفتوح : « حلىّ » [ زينت ] كه در پوشى از : لؤلؤ و مرجان و انواع خرز كه از دريا برآرند ، يحيى بن اسماعيل گفت مردى نزديك باقر عليه السّلام آمد و او را گفت بر حلىّ زنان زكات بايد داد ؟ گفت نى هى كما قال اللَّه تعالى « حلية تلبسونها » . « مواخر فيه » عبد اللَّه عبّاس گفت : جوارى يعنى رونده ، سعيد جبير گفت : معترضه پديد آمده ، قتاده و مقاتل گفتند : مقبلة و مدبرة ( روى فرا كرده بهرى و بهرى پشت بر كرده بيكبار ) ، حسن بصرى گفت : مواقر ( گران بار ) ، فرّاء و اخفش گفتند :

--> ( 1 ) يكتن از مفسّرين اواخر از جمله و الخيل و البغال - لتركبوها استفاده كرده است كه گوشت آنها حرام است و از جملهء « لحما طريا » استفاده كرده كه همه گونه حيوانات دريائى و ماهيها چه با فلس چه بىفلس همه حلالند و اين نوع فتاوى معوج از مردم بىاطلاع در زمان ما بسيار ديده مىشود و « لحما طريا » مجمل است نه مطلق . ( مصحح )