ابراهيم عاملي ( موثق )

327

تفسير عاملي ( فارسي )

« وَيَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ » 8 تفسير صفى عليشاه : گفته‌اند از شرح ما لا تعلمون هست اوليتر سكوت از چند و چون زان كه دانش را بر آن سو راه نيست ممكن از ايجاد خلق آگاه نيست جانورها هست در جوّ هوا هم بخوف ارض بيحد و انتهاء هست اندر هر يكى آثارها و آيد از هر يك بخلقت كارها از مگس پرسيد شخصى از امام كز وجودش چيست حاصل در نظام گفت : باشد مايه و نر از نبات هر چه رويد از زمين در التفات بر گياه نر نشيند چون ذباب دست و پا آلوده سازد بر لعاب پس چو بر مايه فرود آيد مگس بارور گردد تو را نفع و بس . « وَعَلَى اللَّه قَصْدُ السَّبِيلِ » 9 طبرى : يعنى خدا عهده دار است كه راه حقّ را بشما بنماياند . كشف نوشته : راه راست و طريق پسنديده آن است كه سوى حقّ مىشود و گذر بر حقّ دارد و آن راه بسه چيز توان بريدن : اوّل « علم » ميانه « حال » و آخر « عين » علم بىاستاد درست نيايد ، حال بىموافقت راست نيايد ، عين تنهائى است با علاقت بنسازد . در علم خوف بايد ، در حال رجا بايد در عين استقامت بود . پير طريقت گفت : هيچكس از دوستان او اين راه نبريد تا سه چيز بهم نديد : از سلطان نفس رسته ، و دل با مولى پيوسته ، و سر باطَّلاع حقّ آراسته . « وَمِنْها جائِرٌ » 9 طبرى : يعنى بعضى از راهها كج است و منحرف مثل راه يهودى و مسيحى . مجمع : بعضى گفته‌اند معنى هر دو جمله چنين است : گذر و راه همگى بر خدا است كه بعضى مستقيم است و بعضى منحرف ولى هيچيك از قدرت و سلطان او بيرون نيست . « وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ » 9 فخر : اصمّ گفته است : يعنى اگر خدا بخواهد شما را مجبور بايمان كند راهنمائى به آن مىكند ولى مشيّت و تقدير ازلى بر اجبار نيست .