ابراهيم عاملي ( موثق )

311

تفسير عاملي ( فارسي )

آنگه گفت : ما در كتب خويش خوانده بوديم كه « الصّدّيق لا يخطئ فراسته » آمدم و امتحان كردم ، گفتم : اگر در هيچ طايفه اى صديق صاحب فراست بود ، درين طايفه بود ، پس آن جوان از جمله ى معروفان طريقت گشت . مجمع : حديث است از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : مردمى هستند بندگان خدا كه بتوسّم و زيركى خود اشخاص را ميشناسند ، و از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه فرمود : متوسّمين ما هستيم و راه بسوى معرفت ما راست است و صاف . « وَإِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ » 76 ابو الفتوح نوشته است : يعنى مدينه ى سدوم كه هلاك كردند به عذاب راهى است مقيم ثابت و گفتند : يعنى آيات و دلالات زايل نيست بل برجاى است آن را كه خواهد كه درو انديشه كند . « وَإِنْ كانَ أَصْحابُ الأَيْكَةِ » 78 طبرى : يعنى مردمانى كه درخت زياد داشتند و در تابستان ميوه ى تازه ميخوردند و بزمستان ميوه ى خشك . و قتاده گفته است : آنچه ما مطَّلع شده‌ايم اين است كه شعيب پيغمبر و مأمور بر دو دسته بود يكى اصحاب الايكه كه درختهاى زياد و درهم شده داشتند و هفت روز گرمى سخت هوا آنها را آزرد و سپس ابرى نمودار شد آنها خواستند از ابر استفاده ى سايه ، و آسايش كنند ، از آن آتش درآمد و همه را بسوخت ، و همين است معنى آيه كه در جاى ديگر است « عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ » و ديگر از مأموريت شعيب بر مردم مدين بود كه بفرياد آسمانى نابود شدند . ابو الفتوح نوشته است : و ان مخفّفه است از ثقليه بدلالت لزوم لام در خبر او « و التّقدير و انّه كان و انّ الشّأن و الامر » . « وَإِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ » 79 طبرى : يعنى طريق ظاهر : مجمع : بعضى گفته‌اند : يعنى قضيّه ى نابودى اصحاب لوط و حجر در لوح محفوظ مكتوب است و نوشته . « وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ » 80 طبرى : حجر شهر قبيله ى ثمود است عبد اللَّه عمر گفت : با پيغمبر بوديم و از سرزمين حجر عبور كرديم ، فرمود : بسرزمين