ابراهيم عاملي ( موثق )
300
تفسير عاملي ( فارسي )
از باطن او غافل بود ، صورتش را ويرانه اى ديد و ندانست كه گنج اسرار در اين خرابه مدفون است ، نظم : گنجى است در اين خانه كه در كون نگنجد اين كنج خراب از پى آن گنج نهان است فى الجمله هر آنكس كه در اين خانه رهى يافت سلطان جهان است و سليمان زمان است « فَاخْرُجْ مِنْها » 34 اين جمله را مفسّرين مختلف معنى كردهاند ، در تفسير حسينى نوشته است : از آسمان يا از بهشت يا از زمره ى ملائكه يا از صورت ملكى يا از مرتبه اى كه داشتى . « إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ » 38 فخر : در معنى اين كلمات اختلاف است : 1 - مقصود روز دميده شدن صور است كه همه آفريده ها ميميرند . و چون معلوم است كه همگى خواهند مرد به اين نام گفته شده است . 2 - يعنى همان روز كه تو معلوم و معيّن كردى كه « يوم يبعثون » يعنى قيامت باشد ، 3 - مقصود آن روزى است كه در علم حقّ معلوم است و كس را از آن خبر نيست . و مفاد اين جمله كه خداوند بشيطان مهلت داد موجب بحث شده است و آنها كه با ما هم عقيده هستند گفتهاند : شيطان مهلت خواست تا زنده بماند و مردم را گمراه كند ، خداوند مهلتش داد پس معلوم شود كه خدا ميخواسته است بنى آدم گمراه شوند و گر نه شيطان را مهلت نميداد و مسلَّطش نميكرد بر اغواء و وسوسه ، و چون پيغمبران كوشش در هدايت مردم داشتند و شيطان در ضلالت آنها پس اگر خدا ميخواست پيغمبران در مقصد خود موفّق شوند بايستى شيطان را مهلت نميداد و چون او را مهلت داده است ، پس ضلالت مردم را خواسته است . و جبّائى جواب اين اشكال را چنين داده است كه خدا ميدانست وسوسه ى شيطان به حال مردم منحرف تأثير ندارد و اگر او نمى - بود باز هم آنهائى كه كافر و يا نافرمان هستند بكفر و نافرمانى خود اقدام ميكردند . و ابو هاشم معتزلى چنين جواب داده است كه اگرچه خدا ميدانست بعضى مردم