ابراهيم عاملي ( موثق )
299
تفسير عاملي ( فارسي )
هوا خواه توام جانا و ميدانم كه ميدانى كه هم ناديده ميدانى و هم ننوشته ميخوانى ملامتگر چه دريابد ز راز عاشق و معشوق نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانى ملك در سجده ى آدم زمين بوس تو نيّت كرد كه در حسن تو چيزى يافت غير از طور انسانى خم زلفت بنام ايزد كنون مجموعه ى دلها است از آن باد ايمنى بادت كه انگيزد پريشانى « إِلَّا إِبْلِيسَ » 31 قاموس اللَّغه : ابليس يعنى نااميد شد و سرگردان ماند . و كلمه ى ابليس از همين كلمه گرفته شده است ، و ممكن است كه اين كلمه اعجمى باشد و از زبان غير عرب گرفته شده « 1 » . فى ظلال : ابليس از ملائكه جدا است و اين كه گفته شده است « الَّا ابليس » استثنا حقيقى نيست و براى اندك وابستگى آورده شده است چون شركت در مكان و يا همراهى با دسته ى مستثنى منه و شايد كه خطاب به او جداگانه بوده است ولى چون او ارزش نداشته است يادى از آن خطاب نشده است و در هر صورت اين سرگذشت در نظر ما بمانند دگر حقايقى غيبى يقينى است كه انديشه ى ما نمىتواند چگونگى آن را دريابد خواه آنچه به اين جمله توصيف شده است موجودى خارجى باشد يا كنايه از قواى مرموز آفرينش و يا كيفيّات و صفاتى از مخلوقات ، در برابر نارسائى خرد ما يكسان است . « قالَ لَمْ أَكُنْ لأَسْجُدَ لِبَشَرٍ » 33 حسينى : ابليس نظر به ظاهر آدم داشت و
--> ( 1 ) نظير اين آيات در سورهء بقره از آيهء 29 به بعد گذشت با اين فرق كه در آنجا نسبت بآدم داد و در اينجا نسبت به بشر و نوع انسان ، و به نظر ميرسد كه در آنجا مراد جنس باشد نه اسم خاص ، و اگر چنين نظرى درست باشد منافاتى ميان آيات آن سوره و اين سوره نيست . ( مصحح )