ابراهيم عاملي ( موثق )

29

تفسير عاملي ( فارسي )

آنكه شيخ و بزرگش ميدانست ، در آن ميان مردى موحّد و خردمند بود و از اين دعا و استغاثه ناراحت شد و گفت : خدايا ، اين مردم را غرق كن كه خدا شناس نيستند و مشرك هستند ، و اين آيه تصريح كرده است كه مشركين در شدائد و سختيها موحّد ميشوند و جز خدا به چيزى متوسّل نميشوند ولى عدّه ى بيشمار مسلمين در كمال سختى بمعبودهاى مرده ى خود متوجّه ميشوند « 1 » ، ولى مردى كشتيبان انگليسى كه ميان انگلستان و هند رفت و آمد ميكرد و طوفانهاى اقيانوس هند را زياد ديده بود ترجمه اى از قرآن بانگليسى به دستش افتاد و اين آيه و ديگر آيات توصيف دريا و طوفان و كشتى را مطالعه كرد و از مسلمانان پرسيده بود كه پيغمبر شما به سفر دريا رفته بود ؟ جواب دادند : در تاريخ زندگى آن حضرت كسى چنين سفرى نقل نكرده است . او معتقد شد كه اين سخنان وحى و اطلاع از غيب است و مسلمان شد . « يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ » 23 عبده : بغى بمعنى تجاوز از حد است و بيش از اندازه مثل « بغت السّماء » يعنى در ريزش باران از اندازه گذشت و بيش از آنچه براى زراعت و كمك چشمه ها لازم بود باران ريخت ، و اين بغى گاهى

--> ( 1 ) تعبير « بمعبودهاى مردهء خود متوجّه ميشوند » بطور اطلاق درست نيست زيرا معلوم نيست كه هر كس از كسى استمداد كرد او را معبود خود گرفته باشد ، و نيز لفظ « مرده » صحيح نيست ، چه ممكن است از روح آنان كمك خواسته باشد ، و روح نمىميرد ، و استغاثه و فرياد رسى از زنده و مرده شرك و پرستش غير خدا نيست و غالبا مردم در اين گونهء مواقع از ارواح كسانى كه در حال حيات بمردم كمك ميكردند و بدادشان ميرسيدند التماس دعا ميكنند نه اينكه آنها را بعنوان دادرس و نجات دهنده مستقلّ در عمل و ناجى مختار در فعل بخوانند . و اين نحوه تفكر بيشتر در اثر عدم دقّت در مسئله است ، شرك يعنى براى غير خدا اراده مستقل قائل بودن و از كجا اهل كشتى داراى چنين فكرى بوده‌اند ، و اين خود سوء ظن بمسلمين است و حمل فعل آنان بأسوء آرى ميتوان گفت از غير خدا پناه خواستن صحيح نيست و فائده اى هم ندارد ، و البتّه هر كس فائده ديد در مقام اينكه من يا ديگرى آن را صحيح بداند يا نداند نخواهد بود و اگر فائده اى نديد خود ميفهمد كه از شيخ عبد القادر و امثالش كارى ساخته نيست . ( مصحّح )