ابراهيم عاملي ( موثق )

283

تفسير عاملي ( فارسي )

حاجّ است . كشف نوشته : عالميان را به اين آيت طريق توكّل و ترك اعتماد بر اسباب در - آموخت و باز نمود كه خود را در ظل عنايت حقّ داشتن اوليتر از ظلّ نعمت وى بر خود خواستن كه در همه حال نعمت تابع عنايت است . شب معراج هر چه خزائن نعمت بود فرا پيش مصطفى نهادند ، و فراديس اعلى و جنّات مأوى را درها باز نهادند كه تا سيّد از آن چيزى خواهد و آرزوئى كند . سيّد بگوشه ى چشم به هيچ باز ننگرست ، از جناب كرم ندا آمد كه « ما زاغ البصر و ما طغى » : تا دل ز علايقت يگانه نشود يك تير تو را سوى نشانه نشود تا هر دو جهانت از ميانه نشود كشتى بسلامت بكرانه نشود « فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ » 40 مجمع : از امام باقر ( ع ) روايت شده است مردم موظَّف هستند دور اين سنگها طواف كنند زان پس بسوى ما آيند و دوستى و يارى خود را با ما در ميان گذارند ، و اين آيه را خواند . و حضرت علىّ و امام باقر و صادق عليهم السّلام و مجاهد « تهوى » با فتح واو خوانده‌اند و ديگران با كسر و عدّه اى از قاريها « و تقبّل دعائى » با ياى متكلَّم خوانده‌اند . و امام حسن و امام باقر عليهما السّلام و بعضى قاريها « و لولدىّ » و يحيى بن يعمر « لولدى » و سعيد بن جبير « و لوالدى » قرائت كرده‌اند . ابو الفتوح : سعيد جبير گفت : اگر نگفتى « افئدة من النّاس » و گفتى « افئدة النّاس » همه عالم از گبر و جهود و ترسا و مسلمان آنجا رفتندى به حج « 1 » . « وَأَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ » 43 طبرى : عده اى از مفسرين گفته‌اند : يعنى دلهاشان كج است و گنجايش هيچ خير و خوبى ندارد . و بعضى گفته‌اند : يعنى دلشان در درونشان آرام ندارد و پيوسته در موج و اضطراب است و بعضى گفته‌اند : يعنى دلشان بناى گلوشان آويخته كه نه بالا ميرود و نه فرو ميفتد و بمناسبت كلمه ى « هواء »

--> ( 1 ) اين كلام آنگاه درست است كه « تهوى اليه » باشد و حال آنكه « تهوى اليهم » است و ضمير جمع بذريّه باز گردد نه به خانه . ( مصحّح )