ابراهيم عاملي ( موثق )
284
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى بهتر اين است : دلها خالى است كه نه چيزى در آنها است و نه چيزى درك ميكنند . روح البيان : اين شعر مثنوى را براى تناسب با « لا تحسبنّ اللَّه بغافل عمّا يعمل الظَّالمون » و توصيف ظالم نقل كرده است : آن يكى واعظ چو بر منبر شدى قاطعان راه را داعى شدى دست برميداشت ، يا رب رحم ران بر بدان و مفسدان و طاغيان مىنكردى او دعا بر اصفيا مىنكردى جز خبيثان را دعا بر همه كافر دلان اهل دير بر همه تسخر كنان اهل خير مرورا گفتند : اين معهود نيست دعوت اهل ضلالت جود نيست گفت نيكوئى از اينها ديده ام من دعاشان زين سبب بگزيده ام خبث و ظلم و جور چندان ساختند كه مرا از شرّ بخير انداختند هرگهى كه رو به دنيا كردمى من ز ايشان زخم و ضربت خوردمى كردمى از زخم آن جانب پناه باز آوردندمى گرگان به راه چون سبب ساز صلاح من شدند پس دعاشان بر من است اى هوشمند « أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ » 44 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى شما نبوديد كه در دنيا پيش از اين سوگند ياد ميكرديد كه از دنيا بسوى آخرت منتقل نخواهيد شد . مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى زوال خوشى دنيا و گرفتارى به عذاب آخرت نخواهيم داشت . « وَسَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا » طبرى : قتاده و ابن زيد گفتهاند : يعنى در سرزمين ملَّت نوح و عاد و ثمود و مدين و حجر جايگزين شديد و از سرگذشت آنها خبردار شديد . « وَضَرَبْنا لَكُمُ الأَمْثالَ » 45 مجمع : يعنى براى شما از احوال گذشتگان همانند خودتان نقل كرديم و پند نگرفتيد .