ابراهيم عاملي ( موثق )

280

تفسير عاملي ( فارسي )

سخن مفسّرين : « رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً » « 1 » 35 مجمع : دنباله ى اين دعاى ابراهيم عليه السّلام است كه در مكّه شخص قاتل پدر خود را مىبيند و متعرّض او نميشود . روح البيان : يعنى مردم آنجا را آسوده كن از كشتار و غارت و بيماريهاى واگير . فخر : يعنى اى خدا اين سرزمينى است ترسآور ، تو آن را جاى امن و آسايش كن . « وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ » 35 مجمع : اين دعا در موقعى است كه مطمئن بوده از ايمان اولادش چون در سرنوشت آنها ايمان بوده است ، و از عالم إله مأذون بچنين دعائى بوده است و مستجاب شده است و عدّه اى از قاريها « اجنبنى » با همزه ى قطع قرائت كرده‌اند . فخر : از اين اين دو جمله دو اشكال به نظر ميآيد : 1 - چگونه ابراهيم آسودگى مردم مكّه را خواست كه اجابت نشد چون آنها گرفتار كشتار و غارت دگر چيزها شده‌اند ؟ جواب اين است : اوّل : كه آنجا را مأمون از خرابى قرار بده و تا كنون باقى است . دوم : جاى آسايش قرار بده و تا كنون هم انسان و حيوان در آنجا آسوده و مأنوس هستند . سوّم : يعنى براى اين شهر حكم امن و آسودگى معين كن و اين حكم مقرّر شده است . اشكال دوّم كه براى خود و فرزندانش

--> ( 1 ) خانه كعبه در طول تاريخ مورد احترام همه ى مليين يعنى آنها كه به انبياء خدا ايمان آورده‌اند بوده و همه در وجوب احترام آن متفقند ، و در دين مقدّس اسلام بسيار محترم شمرده شده تا آن جائى كه اگر بدهكار فرارى را طلبكارش در حرم ديد حقّ تعرّض به او ندارد بلكه از سلام كردن به او كه مبادا بترسد نهى شده است . سماعة بن مهران گويد از امام صادق عليه السّلام پرسيدم مردى به من بدهكار بود و نميداد مدّتى او را نديدم تا روزى در مكّه در طواف او را يافتم ميتوانم از وى در آنجا حقّ خود را مطالبه نمايم ، فرمود : « لا ، لا تسلَّم عليه و لا تروّعه حتّى يخرج من الحرم » نه نميتوانى و سلام هم به او مكن مبادا بترسد و او را بگذارد تا از حرم خارج شود آنگاه ميتوانى مطالبه حقّ خود كنى . ( كافى ) ( مصحّح )