ابراهيم عاملي ( موثق )
281
تفسير عاملي ( فارسي )
درخواست دورى از بت پرستى كرده است با اينكه خود و پسرانش پيغمبر بودهاند و نسل او اعراب بت پرست بودهاند ، جواب اين است : كه دعاى پيغمبر شكسته - نفسى و اظهار فروتنى و نياز است بپيشگاه قدرت . و نيز براى مصونيّت از شرك خفى است كه وسائط ميان خدا و خلق را در نظر نگيرد تا اختيار و قدرت را از حقّ بداند و بس نه به نظر مصون بودن از شرك ظاهرى و بت پرستى است . و ممكن است دعاى براى فرزندان بطور عموم نباشد بلكه براى آنها باشد كه لايق خواهند بود ، چنان كه خود گفته است : « فمن تبعنى فانّه منّى » . « رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً » 26 طبرى : يعنى بتها زيادى از مردم را از إله و دور از راه حقّ كردند . مجمع البيان : يعنى : مردم بواسطه ى پرستش بتها گمراه شدند . بيضاوى : اسناد اضلال ببتها از اين جهت است كه آنها سبب گمراهى بودند چون مردم به آنها رو آوردند و گمراه شدند مثل « غرّتهم الحيوة الدّنيا » كه خوشيهاى زندگى خود كسى را مغرور نميكند ولى انسان بواسطه ى آنها مغرور مىشود . كشف نوشته : هر چه تو را از حقّ باز دارد آن صنم تو است و هر چه دلت بدان گرايد و نگرد جز از حقّ ، آن هواى تو است . يكى را مالى و تجارتى در پيش ، يكى زن و فرزند در پيش ، يكى را جاه و حشمت در پيش ، يكى در بند حرمت و پارسائى و خويشتن دارى بماند ، و از آنجا قدم برنگرفته ، يكى طاعت و عبادت قبله ى خود ساخته و نگرستن بدان و تكيه بر آن حجاب راه وى گشته . جعفر صادق ( ع ) در تفسير اين آيت گفت : ابراهيم گفت بار خدايا ، مرا خلَّت دادى ، ديده ى من از ديدن آن بگردان تا نه از خود بينم . و فرزندان مرا نبوّت دادى ايشان را بسته ى فعل خود و ديدن خود مگردان . و گفتهاند : ابراهيم رونده اى بكمال بود ، امّا حدّ تلوين بهيئت تمكين هنوز نرسيده بود ميان لطف حقّ و فقر نفس خود مانده بود ، چون با لطف حقّ نگرستى ميدان فضل فراخ ديدى به زبان بسط در حالت انس گفتى :