ابراهيم عاملي ( موثق )

28

تفسير عاملي ( فارسي )

« هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ » 22 كشف الاسرار : بر و بحر اشاره بقبض و بسط عارفان است كه گاهى در قبض ميان دهشت و حيرت بزارى هستند ، و گاهى در بسط ميان شهود و وجود مينازند . شبلى از هر دو جانب خبر داده : در مقام بسط و وقت شادى گفت : آسمان و زمين كجا است كه بر پلكى از چشم خود گذارم ؟ و در مقام قبض گفت : چه بيچاره‌ام كه از يهودى خوارترم . و شاهد اين مراتب گفتار پيغمبر است كه گاهى ميفرمود : من سيد اولاد آدم هستم و براى من فخرى نيست و گاهى ميفرمود : من را از يونس پيغمبر برتر مشماريد . « وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ » 22 ابو الفتوح : كنايه است از هلاك مثل « وَاللَّه مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ » يعنى مهلك و نابود كننده ى ايشان است . « دَعَوُا اللَّه مُخْلِصِينَ » 22 كشف الاسرار نوشته است : مشركان در آن حال كه بهلاك و غرق نزديك شوند و جز از خداى آسمان از هر كس نوميد شوند و از بتان و غير ايشان فرياد رس نبينند . اين همچنان است كه مصطفى ، حصين خزاعى را پرسيد در حال شرك وى : چند خدا ميپرستى ؟ گفت : هفت خدا كه يكى به آسمان است و شش تا به زمين . فرمود : براى احتياجات خود كدام را ذخيره كرده اى ؟ گفت : آنكه در آسمان است . فخر : نقل است كه كسى از امام صادق عليه السّلام مطالبه ى دليل بر توحيد كرد فرمود : چه پيشه دارى ؟ عرض كرد تجارت دريا ، فرمود ، حالت خود را در آنجا براى من بگو كه در كشتى چگونه هستى ؟ گفت در سفرى ، كشتى شكست و من بر تخته اى ماندم و بادهاى تند ميوزيد ، فرمود در آن موقع دعا و زارى داشتى يا نه ؟ عرض كرد بلى ، فرمود همانكه در چنين موقع به او متوجّه هستى خداى تو است . عبده : اين حكايت كه مولود گرفتارى مسلمين است بخرافات در مصر و سوريه مشهور است و خلاصه اش اين ، كه عدّه اى بكشتى نشستند و دريا متلاطم شد و خطر احساس شد و فرياد آنها بلند شد و كمك ميخواستند از مشايخ خود به ياد عبد القادر يا جيلانى يا رفاعى و از اين گونه ، استغاثه زياد بود كه هر كس استمداد ميكرد از