ابراهيم عاملي ( موثق )
279
تفسير عاملي ( فارسي )
شايد شكر تو گذارند 38 خدايا تو از نهان و آشكار ما خبر دارى كه چيزى از زمين و آسمان بر تو پوشيده نيست 39 اى خدا شكر كه در سر پيرى دو فرزند اسماعيل و اسحاقم عنايت كردى . و البتّه خداى من هر خواهشى و نيازى را ميشنود . 40 اى خداى من اولادم را نماز گذار كن و دعايم مستجاب 41 و من و پدر و مادر و همه ى مؤمنين را بيامرز تا در روز قيامت و حساب آسوده باشند [ اين بود فكر و ذكر ابراهيم با خداى خود ، و در برابر او دسته اى ستمكارند ] 42 و تو مپندار كه خدا از فكر و كار آنها بىخبر است ، 43 و البتّه رسيدگى بكارشان محوّل است به آن روز كه بىاختيار گردن ها كشيده شده و چشمها بيكسوى دوخته كه گوئى نتوانند چشم بگردانند و نه در دل فكرى و خيرى دارند 44 تو مردم را بر حذر دار از چنين روز كه چون عذاب رسد آن كافران كه به خود ستم كردهاند گويند : خدايا چند روز مهلت بده تا آنچه گفتى بپذيريم و پيرو پيغمبران شويم [ اين است جواب آنها ] : نه سوگند ياد ميكرديد كه شما را زوالى نيست 45 نه جاى ستمگران گذشته را گرفتيد و ديديد چه بر سرشان آمده ، نه چندين مثال براىشما گفتيم [ و از چنين روز بر حذرتان داشتيم ] ؟ 46 باز هم نتيجه ى پند و اندرز ما حيله ى آنها بود و تكذيب پيغمبران و البتّه سزاى چنين فكر و كار در قدرت خداوند است بر فرض كه مكر آنها تا آن اندازه باشد كه كوهها از جاى بكند 47 پس اى محمّد تو گمان مكن خداوند بوعده ى خود با پيغمبران وفا نكند [ و ستمگران را آسوده گذارد ] كه او با كمال قدرت انتقام مىكشيد و مجازات مىكند 48 در آن روز كه زمين و آسمان دگرگون است ، و همه ى بود و نبود بپيشگاه قدرت حقّ نمودار است 49 آنجا خواهى ديد كه مجرمين را با شلوارهاى از روغن سياه و گنديده بزنجير كشيدهاند و صورتها از آتش پوشيده 51 [ تا خداوند هر كه را بسزاى كار خود رساند ، كه او به زودى همه حسابها را تصفيه مىكند ] 52 اين سخنان ما اى محمّد اعلامى است بمردم كه از آينده ى خود بانديشه باشند و كافران موحّد شوند ، و خردمندان را يادآورى باشد .