ابراهيم عاملي ( موثق )
27
تفسير عاملي ( فارسي )
كه آن شريك پنداشته ها بايشان گويند شما ما را نپرستيديد [ چون نه ما بشما گفتيم و نه از كار شما خبردار شديم ] و خداوند براى گواهى ميان ما و شما بس باشد ، 30 آنجا است هر كه هر چه پيش فرستاده ميازمايد [ و جلو چشم خود مىبيند ] و بسوى خداوند كه اختياردار بحقّ و درستشان او است بازشان مىگردانند و آنچه بدروغ از خود ساخته بودند ز دست دادهاند . سخن مفسّرين : « إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً » 21 فخر : روايت شده است كه هفت سال در مكّه قحطى و خشكى شد ، پس از آن باران فراوان آمد ، و آسايش فراهم گشت ، عربها چنين پنداشتند كه اين آسايش از بتها و ستارگان است به اين مناسبت دنباله ى آيت جلو كه مطالبه ى معجزه و آيت آسمانى كردهاند گفته شده است : اين مردم لجوج و حيله گرند و مطالبه ى معجزه براى معارضه است و آنچه بسخنان آنها توجّه شود باز مطالبه ى ديگرى ميكنند چنان كه در اين گرفتارى و آسايش باز بر سر لجاج هستند و اين حوادث را از خدايان فرضى ميدانند ، و اگر اين نقل صحيح نباشد تناسب اين آيه در دنباله ى گذشته اين است كه اين مردم در هر وضع خوشى و آسايش باشند لجوج و مكّار هستند و هيچ آيت و معجزه آنها را قانع نميكند . « إِذا لَهُمْ مَكْرٌ » 21 مجمع : يعنى براى جلوگيرى از آيات حقّ بهر حيله متوسّل ميشوند خواه ايجاد ترديد در اذهان مردم يا مناظرات و جدلهاى غلط . و مجاهد گفته است : مقصود از مكر آنها مسخره و تكذيب است . « ما تَمْكُرُونَ » 21 مجمع : « يمكرون » با ياء بلفظ غايب هم قرائت شده است و « يسيّركم » از سير است و قرائت عموم است ، ولى ابو جعفر و ابن عامر « ينشركم » با نون و شين قرائت كردهاند كه از نشر بمعنى متفرّق كردن است ، و « مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا » قرائت عموم با رفع عين است و حفص با نصب عين قرائت كرده است تا مصدر منصوب بفعلى باشد كه از جمله فهميده مىشود و معنى چنين است : « تمتّعون متاع الحياة »