ابراهيم عاملي ( موثق )

267

تفسير عاملي ( فارسي )

إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » . « ألَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ » 9 مجمع : اختلاف است كه اين جمله مربوط بآيت جلو است تا نقل قول موسى باشد كه او بمردم گفت : مگر نشنيده‌ايد سرگذشت عاد و ثمود را تا عبرت بگيريد . و ممكن است آغاز جمله و خطاب باعراب باشد كه از اين حوادث مگر اطَّلاع نداريد و شايد شما هم گرفتار شويد . « لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّه » 9 طبرى : يعنى شماره ى پيغمبران را جز خدا كس خبر ندارد ، و ابن مسعود گفت : پيغمبر اين آيه ميخواند و در دنباله ى اين جمله فرمود « كذب النّسّابون » مقصود اين است كه چون در آيه تصريح شده است كه جز خدا كسى از شماره ى پيغمبران گذشته خبر ندارد . پس آنها كه نسّابه و عالم به نسب و تيره و تبار مردم شناخته شده‌اند دروغ ميگويند . « فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ » 11 طبرى در معنى اين جمله اختلاف است : عبد اللَّه مسعود گفته است : يعنى چون آنها را دعوت بحقّ ميكردند خشمناك مى - شدند بطورى كه انگشتان خود بدندان ميگزيدند . و مجاهد گفته است : يعنى آن گفته هاى پيغمبران كه در حقيقت نعمت و خوشى براى آن مردم بود به زبان رد مى - كردند و نمىپذيرفتند و كلمه ى « ايدى » را نعمتها و « افواه » را زبانها كه در دهان است معنى كرده است . مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى كافران دستهاشان را به دهان پيغمبران ميگذاردند كه آرام شوند و دعوت نكنند . كلبى گفته است : يعنى كافران دست به دهان خود ميگذاشتند براى اشاره ى بسكوت پيغمبران از سخن و تبليغ چنان كه ما براى جلوگيرى از سخن كسى انگشت بر لب يا بر بينى ميگذاريم براى كنايه از فرمان به آرام باش ، دم نزن . ديگرى گفته است : يعنى كافران دست پيغمبران را ميگرفتند و به دهان آنها ميگذاشتند تا سخن نگويند و دعوت نكنند . ابو مسلم گفته است : يعنى استدلال و دعوت پيغمبران را برميگرداندند به خود آنها و نمىپذيرفتند و « ايدى » را بمعنى دليل و برهان دانسته‌اند و « افواه » را بمعنى محلّ درآمد