ابراهيم عاملي ( موثق )
25
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : مكر - نيرنگ و تزوير و اظهار خلاف باطن ، سزاى حيله ، خاك قرمز كه وسيله ى رنگ كردن است . عاصف - باد تند و سخت ، زخرف - ها - طلا زيبائى هر چيز ، بيهودگى گفتار و سخن ، انواع و الوان گياه زمين ، حصيد - زراعت درو شده ، تغن - از مصدر غنى و مغنى بمعنى در جائى اقامت داشتن ، يرهق - از مصدر رهق بفتح راء و هاء بمعنى سبكى ، كار زشت ، دروغ ، شتاب ، نزديكى سفر ، رسيدن سگ به شكار ، قتر - با فتح قاف و تاء تيرگى ، سرنوشت ، توانائى ، زيّلنا - يعنى جدا كرديم و تفرقه كرديم ، تبلو - از مصدر بلو و بلاء بفتح با بمعنى تجربه و اختبار و امتحان . ترجمه : 21 و آدمى را خوى چنين است كه چون از پس آزارى كه گرفتار كرده مهرى به او رسانيم بانديشه است كه مكر و چاره گرى در آيات و نشانه هاى قدرت ما كند [ و گويد : پس از خشك سالى بتها براى ما گشايش و باران آوردند ] اى محمّد بگو : خدا زودتر چاره ى همه كار كند كه آنچه مىانديشيد فرشتگان ما مىنويسند 22 چه