ابراهيم عاملي ( موثق )
242
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَلِلَّه يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُمْ » 15 مجمع : در معنى اين جمله ها اختلاف است : 1 - يعنى لازم است سجده بر هر شخص عاقل و مميز ولى مؤمن بميل خود و كافر به زور شمشير ، 2 - همگى براى خدا فروتنند ، مؤمن از ميل و پسند خود ، و كافر از ناچارى بيمارى و درد . و بعضى گفتهاند مقصود از « ظلالهم » خود اشخاص هستند چون سايه ى هر كس با اوست و در سجده جدا نيست ، حسن بصرى گفته است : كافر خودش سجده نمىكند و سايه اش در سجده است و مقصود اين است كه كافر دل و حقيقت او با سجده كار ندارد و فقط از ترس ، ظاهر و سايه اش سجده ميرود ، و بعضى گفتهاند : يعنى سايه شان مثل آدمى كه سجده مىكند در فرمان است و باختلاف مواقع كم و زياد ، و كوتاه و بلند مىشود . « بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ » 15 مجمع : « و الايصال » با ياء نيز قرائت شده است كه مصدر باشد از فعل آصل بر وزن افعل بمعنى « دخل فى الاصيل و ادركه » يعنى ميان نماز ديگر و شامگاه چنين كارى كرد چنين و چنان بود . تفسير صفى عليشاه : سايه ى اهل سماوات و زمين صبح و شامش سجده آرند از يقين سرّ ايجاد اين نه بر پيرايه است هر چه حادث باشد او را سايه است « * ( أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ ) * - تا - * ( فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ ) * » 17 كشف نوشته ابو بكر واسطى گفت : اين آيت مدار علم حقيقت و معرفت است ، جلال احديّت به - نعمت رحمت و رأفت فرو فرستاد از آسمان بر پيغامبر راست و وحى پاك هم بسمع شنيدند و هم بدل دريافتند و همچنين اوليا را الهام داد و نور حكمت در دل ايشان افكند هر كس به قدر خويش بر درجات و طبقات : يكى برتر ، يكى ميانه ، يكى فروتر ، تفاضل و تفاوت بر همه پيدا هر كسى را آن داد كه سزا بود و در هر دلى آن نهاد كه جا بود ، آن دلها اگرچه روشن است و افروخته خالى نباشد از وساوس و هواجس كه شيطان پيوسته مترصّد نشسته تا كجا در دل ايشان راهى يابد تا شكّى و سهوى افكند ، دروغى برسازد ، حفظى بربايد ، آن صاحب الهام و صاحب معرفت يكى در