ابراهيم عاملي ( موثق )
243
تفسير عاملي ( فارسي )
بحر تفكّر بدست استنباط جواهر معانى از آيات و اخبار بيرون ميآرد ، يكى از روى تدبّر بنعمت الهام ، حقايق كشف ميجويد ، و آنچه مردم را به كار آيد كه صلاح دل و دين در آن بود و به اندازه ى شريعت و حقيقت بود آن در دل راسخ گردد . و بر جمله اشارت آيت آن است كه نور معرفت چون در دل تابد آثار ظلمت معصيت پاك ببرد و آن نورها مختلف است و آن معاصى متفاوت : نور يقين تاريكى شك ببرد ، نور علم تهمت جهل ببرد ، نور معرفت آثار نكوت محو كند نور مشاهدت ، آثار ظلمت بشريّت ببرد و نور جمع آثار تفرّقت بردارد . باز بر سر همه نور توحيد است ، چون خورشيد يگانگى از افق غيب سر برزند با شب دوگانگى گويد : شب رفت ، تو اى صبح بيكبار بدم تا كى ز صفات آدمى و آدم مذاهب التّفسير : اخوان الصّفا اين آيه را چنين معنى كردهاند « أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ » يعنى قرآن را فرستاد « فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » يعنى دلها به اندازه كمى و زيادى گنج خود آن را حفظ كرد « فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً » يعنى آنچه در ظاهر الفاظ آن است و معنيهاى متشابه دارد دلهاى منافقين شاكر و بد دل آنها را حفظ مىكند « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً » يعنى دو دليها و بيهوده گوئيها در باره ى قرآن نابود مىشود و كسى از آن سود نمىبرد « وَأَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ » يعنى كلمات قرآن در دل مؤمنين راست انديش درست پندار بر جاى ميماند و حكمت و معرفت ببار ميآورد . و هم در صفحه ى 382 مذاهب التّفسير نقل كرده است : المنار اين جمله را « وَأَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ » . متضمّن مسئله تنازع بقا و انتخاب انسب دانسته است . اين شعر مثنوى در دفتر سوّم مناسب اينجا است : مغز ، علم افزود كم شد پوستش ز آنكه عاشق را بسوزد دوستش زان كه مغزش چون درآكند و رسيد پوستها شد بس رقيق و واكفيد قشر جوز و فستق و بادام هم مغز چون آكندشان شد پوست كم وصف مطلوبى چو ضد طالبى است وحى و برق نور ، سوزان نبى است