ابراهيم عاملي ( موثق )
22
تفسير عاملي ( فارسي )
شما هم در همان جريان هستيد ، و لام « لننظر » بمعنى نتيجه است يعنى تا نمودار و معلوم شود كه با وسائل راهنمائيهاى مثل پيغمبر و قرآن همت شما تا چه اندازه است ، 3 - آيات پانزدهم و شانزدهم « وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ » تا آخر به خوبى موقعيّت قرآن را معرّفى مىكند كه با اين سوابق ، خود معرّف اعجاز خود است كه مانند ديگر كلمات نيست ، 4 - آيت نوزدهم « أُمَّةً واحِدَةً » تا آخر شايد اشاره باشد بآغاز پيدايش اختلاف آراء و عقايد كه البتّه در دوران اوّل زندگى آدمى در همه چيز و هر جهت ساده بوده است و بهر درجه كه در زندگى جلو رفته است در همه ى شئون زندگى تنوع پيدا شده است دين و فكر و عقيده هم مثل ديگر شعب زندگى است كه بتدريج منشعب شده است و كلمه سبقت شايد اشاره بسرنوشت الهى باشد كه براى فهم مردم به صورت محسوس و وسيله ى گفتگو نمايانده شده است ، و چون ممكن است ترقّى و تعالى فكرى و عملى انسان به جائى برسد كه بشر با يك روش و يك حكومت زندگى كند و اختلافات سياسى و اقتصادى ملتها باقى نماند ، همين طور ممكن است در ضمن اين سازش و موافقت اختلافات و عقايد دينى و مذهبى هم به صورت واحد تبديل شود ، 5 - آيت بيستم « يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ » تا آخر نقل مطالبه ى معجزه است از پيغمبر كه نظير آن در قرآن زياد نقل شده است و جواب آن « فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ » مناسب با سخنى است در جواب گفتار بچگانه چون مطالبه ى عربها شبيه بهانه گيرى بچه ها است كه با فراهم بودن همه چيز ، باز بتحريك احساسات و اميال نارسا و ناقص خواسته هائى دارند و وسيله ى ناراحتى خود و مربى و سرپرست خود را فراهم ميكنند ، كه علَّت آن سوء مزاج است يا سوء تربيت . عربها درست بچه - اى بودند بهانه گير كه با عقل نارسا و نبود تربيت آن حضرت را ناراحت و خود را بدبخت ميكردند ، اندك رسيدگى برابطه ى آنها با پيغمبر به خوبى اين نظر روشن مىشود ، مردى مانند ديگر مردم مكّه ، با كمال سادگى و درستى و شرافت و احتراز از بت و شراب و قمار و قتل و غارت و ديگر انحرافهاى مرسوم آنجا مدّت چهل سال زندگى كرده نه كتاب خوانده ، نه با عالمى يا شاعرى و يا دينى سر و كار داشته است ،