ابراهيم عاملي ( موثق )
210
تفسير عاملي ( فارسي )
بفرزندان كرد ولى دوباره عقيده ى خود را نمودار كرد كه گفت : « ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّه » الخ . « جَعَلَ السِّقايَةَ » 70 مجمع : ظرف آبخورى پادشاه بوده است كه گفتهاند : طلا بوده است و طلا و نقره ، و نقره ى مرصّع بجواهر نيز گفتهاند . و همان بوده است كه در سالهاى قحط پيمانه ى غلَّه قرار دادند ، و همين است مقصود از « صُواعَ الْمَلِكِ » و كلمات « صواع ، و وعاء ، و يرفع ، و درجات ، و ذى علم » قرائت متعدّد شده است . « وَأَنَا بِه زَعِيمٌ » 72 فخر : كلبى گفته است : زعيم بلغت مردم يمن بمعنى كفيل است و مجاهد گفته است زعيم همان مؤذّن است كه اعلام كرد پيمانه گم شده است . « لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ » 73 مجمع : يعنى از رفتار نيك و كردار نيك ما براى شما معلوم شده است مردمان درستى هستيم ، و يا چون آنچه در جوالها - شان گذاشته شده بود آوردند و تسليم كردند خود نشانه ى درستى آنها بود ، و يا چون وارد سرزمين آنها شدند دهن حيوانات خود را بستند تا زراعت و علف كنار راه را آسيب نرسد ، اين بالاتر دليل است كه براى دزدى نيامدهاند . طبرى : فساد در اين جمله بمعنى معصيت و نافرمانى است . [ « قالُوا فَما جَزاؤُه إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ » ابو الفتوح : گفتند : ( يعنى گماشتگان يوسف ) : چه جزا و پاداش بود آن را يعنى دزدى را يا آنكار كه ذكر آن ميرفت اگر دروغ بگوئيد ؟ گفتند ( يعنى برادران يوسف ) ] : « مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِه فَهُوَ جَزاؤُه » 75 طبرى : يعنى نتيجه ى دزدى آنكه مال در جوال او پيدا شده است خودش هست كه در برابر دزديش تسليم به صاحب مال شود ، تا او را زر خريد خود كند و بغلامى بگيرد . [ « كَذلِكَ كِدْنا » ابو الفتوح : ما همچنين كيد كرديم يعنى تدبير ساختيم براى يوسف . جمله دليل آن مىكند كه آن بامر خداى تعالى بود ] . « ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاه فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » 76 مجمع : يعنى